شارژ ایرانسل

فال حافظ

 

چهارشنبه 22 اردیبهشت 1395

دندون درد بی وقت!




هیچوقت نباید به اجبار خندید

گاهی باید تا نهایت آرامش گریه کرد

تبسم بعداز گریه ، از رنگین کمان بعداز باران هم زیباتر است . . .


دیگه مدرسه نمیریم...
آخرین زنگ زیستمونم تموم شد....
کلی هم سر کلاس زیست خندیدم....

شد زنگ تاریخ ، مث بچه ی آدم رفتم از معلم تاریخم اجازه بگیرم که برم سر کلاس زیست ، گفت نه! آخه حالا مثلا سر زنگ تاریخ نباشم ، بعدا تو خونه بخونم نمیفهمم مثلا؟؟؟ والا....
منم افتادم رو دنده ی لج ، نرفتم سرکلاسش...
اومدم پایین به مشاور مدرسه مون کمک کنم که پوسترهای روی دیوار رو برداره...
بعدش این پریسا با مشاورمون حرف زد ، اونم اولش یه کم سر به سرم گذاشت و اشکمو درآورد....
و این اشک چه معجزه ای میکنه!
قبول کرد که بره اجازه ی معلم تاریخ و زبان فارسی مونو بگیره ...
جالبه مشاورمون بهم میگفت بیشتر گریه کن که حداقل دل معلمات به رحم بیاد بذارن بری!!!!!!!!!!
منم خنده م گرفت! آخه عوض دلداری دادنه این؟؟؟؟؟

اجازه ی معلم زبان فارسی مو گرفت و منم رفتم سر کلاس زیست!

عالی بود اونجا!
نمیدونم چرا هر کلاسی میرم بیشتر بهم خوش میگذره تا تو کلاس خودم!
احساس راحتیم جاهای دیگه خیلی بیشتره!
کلی هم اونجا خندیدم ...
بعدا پریسا بهم گفت صدای خنده م تا کلاس خودمون میرفته!
خخخ...

بعدشم که زنگ خورد و  بیکار بودیم همگی ، این معلم زیستمونم دندون درد گرفتن! باید میرفتن .....خب عزیز من ، از لبنیات و شیر بدت میاد همین میشه دیگه! خارج شوخی دعا میکنم هرچه زودتر درد دندونش ساکت بشه....
اههه دندون بی فکر! آخه این همه روز وقت داشتی که درد بگیری چرا گذاشتی روز آخر؟ منم از دست این دندونه عصبانی شدم و یه کم گریه کردم و این پریسا ی بیچاره رو خوردم و ...

خب تقصیر خود پریساس!
هرچی بهش میگم من الان باید تنها باشم ، الان حوصله هیچکسو ندارم و برو پایین ، نمیرفت که!
منم داد زدم ....
من قبلا چند بار گفتم بهش که وقتی ناراحتم وقتی بی اعصابم ، فقط دوست دارم تنها باشم....
اگه تنها باشم یه چند دقیقه که بگذره دوباره آدم میشم...
حالا وسط گریه و اعصاب خوردیم پریسا میگفت الان از چی ناراحتی؟ با کی داری لج میکنی اومدی این بالا ؟ منم روم نمیشد بگم با دندونه! خخخخ...
یعنییییاااااا اگه مدیر مانع نشه ، این دندون مانع میشه !

حالا دیروز ، حالم خوب شد برگشتم پایین ، این زهرا هی میگفت حالا گریه نکن!
بابا نامرد خب اینجوری میگی من که بدتر گریه م میگیره !
بعدشم چیز مهمی نبود...
جز این که : گوش یعنی گوش مدیر ما!
اینقدر تیزه و حواسش به حرفای معلماش و دانش آموزاش هست که حتی وقتی هم که داشت با تلفن حرف میزد شنیده بوده که ماها چی میگفتیم به معلممون!
فتبارک الله احسن الخالقین!


+یه شوخی:

یادتونه قبلا یه پست گذاشته بودم که :


"  جلسه اول زیست که از التهاب و این جور چیزا حرف زدیم ، اومدم خونه دستم سوخت....
جلسه بعدش که درباره ی ایمنی و گلبول سفید و ویروس و باکتری و این جور چیزا بود ، الان گلو درد گرفتم...!!!!
خدا رحم کنه....
اینجوری پیش بره که آخر سال .......................!!!!!!!!!!!  "

خب؟ الان آخر ساله...
دیشب سرگیجه و سردرد داشتم به همراه حالت تهوع!
فک کنم خبراییه!
سالم باشه دختر یا پسرش فرقی نداره......


+شاید بعدا ویرایشش کنم یه چیزایی رو اضافی کنم که الان یادم نیست!


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
سارا چهارشنبه 5 خرداد 1395 11:04 ق.ظ
محدثــه گلــی ناراحت شدی از حرفی که زدم؟
شوخــی کردم کاملــا اگه ناراحت شدی ببخشـــید
mohi پاسخ داد:
نه بابا...
میدونم شوخی کردی عزیزم...
فاطی دوشنبه 3 خرداد 1395 12:00 ب.ظ
جییییییییییییییییییییییییییییغ
وووییی گووگوولی مگولی
باید من بگه خاله جوووووونا o_O
اسمشم بزار فاطمه مث من بشه

این دوستت ک گفت صدا خندت میره تو کلاسشون خخخخ وااااااااااااای ینی خوندم مردم از خنده
میتونم تصور کنم ج جوری خندیدی خخخ
mohi پاسخ داد:
خخخخخخ....
ای بابا....بچه م گیج میشه بین این همه خاله! میخوای به تو بگه عمه؟ هان؟ عمه م بد نیست هاااا...


آره ، خوبه ، تو یکی دقیقا میتونی حدس بزنی چجوری خندیدم!
خودتم لنگه ی خودمی!
پاییز دوشنبه 27 اردیبهشت 1395 10:04 ق.ظ
آخه رشد و نمو گیاهان واسه تو نمیشه اتفاقی بیفته! چون گیاه نیستی!!!
mohi پاسخ داد:
آهان ...الان منظورتو فهمیدم!
خخخ...
نه سر اون تیکه ش جون سالم به در بردم و داشتم خودمو واسه اتفاق مهمه بعدی آماده میکردم!
*مینا* شنبه 25 اردیبهشت 1395 01:16 ب.ظ
ما وقتایی که سر زنگ خانوم اشرفی هستید هم بعضی وقتا از تو کلاسمون صدای قهقهه ی خنده های تو رو میشنویم!
mohi پاسخ داد:
واقعا میگی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
جان من؟؟؟؟؟


حواسم باشه ازین به بعد آروم تر بخندم!
*مینا* شنبه 25 اردیبهشت 1395 01:13 ب.ظ
خیلی مسخره ای محدثه...
حالا اسمشو میخوای چی بذاری؟؟
mohi پاسخ داد:
خخخخ...مینا!
نمیدونم والا....
میگم میخوای این بارو تو انتخاب کن ، بچه ی بعدیمو خودم اسمشو بذارم.....
زهرا جمعه 24 اردیبهشت 1395 08:25 ق.ظ
پریسا راس میگه. منم هی بهش میگفنم الان طرف میره هاااا. گناه داره روز آخری بهش بگو فیلم هندی بازی نکنه.
که یوهو دیدم خیلی شیک اومدی پایین و صاف رفتی دفتر!!!!
اوم موقع بود که فهمیدم تو بخوای کاریو بکنی به حرف کسی کاری نداری. خودجوش انجامش میدی :|
mohi پاسخ داد:
وااااااااااااااای زهرا!
کلی خندیدم به کامنتت!
مخصوصا که نوشتی خیلی شیک اومدم پایین و صاف رفتم دفتر!!!!!
از دست شماها....
خب رفتم دیگه.....
پریسا پنجشنبه 23 اردیبهشت 1395 10:31 ب.ظ
تو رسما دیوونه ای...خب حرص می خوردم از دستت که داری همین لحظه ت رو هم از دست میدی...
ولی بازم ببخشید اگه بیشتر عصبانی ت کردم
mohi پاسخ داد:
خواهش موکونم ولی دیگه تکرار نشه هاااا

تو نگران لحظه های من نباش
من اگه با عصبانیت لحظه هامو کنارش بگذرونم خوبه یا اینکه چند دقیقه فاصله بگیرم حالم خوب شد برگردم با خوشی پیشش؟؟؟
Mr.S پنجشنبه 23 اردیبهشت 1395 09:30 ب.ظ
Miss.K که الان نشسته داره درس میخونه و اصلا عین خیالشم نیست، ولی فکر نکنم بچت حاصل بکرزایی باشه ها!! بیشتر فکر کن یادت میاد
[شوخیدما یه وقت ناراحت نشی]
mohi پاسخ داد:
نه ناراحت نشدم ، هرکس باهام سر این موضوع شوخی کنه حقمه چون خودم در شوخی رو باز کردم....

بی خیال بگذریم فک کنم یه کم ادامه پیدا کنه به جاهای بدی برسیم
همین جا تمومش کنیم دیگه....
زهرا پنجشنبه 23 اردیبهشت 1395 07:21 ب.ظ
دختر یا پس فرقی نداره؟؟؟!!!!!
شما که راستی با بعضیا فامیلید. جای تعجب نیست!
mohi پاسخ داد:
ای بدجنس!
الان بقیه فک میکنن منظورت کی هست نمیدونن که اون هنوز طفیلی بیش نیست!
زهرا پنجشنبه 23 اردیبهشت 1395 03:45 ب.ظ
واااااای تیز بودن گوششو نگو که من آااااااب شدم همون لحظه!!!!
حالا تو اومدی جمعش کنی, خودش برگشت راستشو بهش گفت!!!!
وااااای آبرومون رف محی!!!!!

عههه واقعا گریه ت بدتر میشد؟؟ خخخخ آخه من هم خودم هم بقیه اینو بهشون که میگم, میخندبم و یادشون میره!
خخخخ معذرت پس!!!

حالا تو هم جو فیلم هندیو گرفته بودی روز آخری!!!
آخرشم که به یه بهانه رفتی تو دفتر و اصن انگار نه انگار!!!!

خخخخ خوشبه حالت تونسی بری سر کلاسش.
اونم به من میگفت بیا سر کلاس سوما. من خودم خععععلی خجالت میکشیدم. تازه میگفت با معلمتونم صحبت میکنم. ولی من:
mohi پاسخ داد:
آره اگه خودش راستشو نمیگفت من قشنگ داشتم جمعش میکردمااااا....
عزیزم آبروی تو رفت آبروی من خیلی وقت پیش ها جلوی مدیر محترمه رفته شما خبر نداری

فیلم هندی؟؟؟؟
خخخخ...!!!!
آره ...خخخ آخرشم با یه بهونه رفتم پیشش و اصن انگار نه انگار!

اههه خلی دیگه!
باید میرفتی...
همیشه که ازین فرصتا پیش نمیاد...!
عزیز من خجالت دیگه چه صیغه ایه؟ مگه میخواستی بری مجلس لهو و لعب؟ میخواستی بری سر کلاس درس !
Mr.S پنجشنبه 23 اردیبهشت 1395 03:06 ب.ظ
ایشالله پسر باشه، باباش پسر بیشتر دوست داره البته دخترم بود بازم دوست دارم
mohi پاسخ داد:
جاااااااااااااااااان؟؟؟؟؟؟؟؟
اگه دخترم بود دوست داری؟؟؟؟؟؟ مگه بچه ی تو ﺋه
که میگی دخترم دوست داری؟؟؟؟استغفرالله!
بذار من این miss.k رو ببینم...اگه بهش نگفتم!


[
در ضمن بچه ی من حاصل بکرزاییه
بابا نداره که بخواد دلش پسر بخواد یا دختر!
پاییز پنجشنبه 23 اردیبهشت 1395 12:19 ب.ظ
وای عالی بود. عاشق این خاطره شدم!
مشاورتون خیلی باحاله! اما واقعا بعضی وقتا گریه کردن موجب میشه اجازه بدن!
معلم زیستتون جوونه؟
وای اتفاقایی که سر هر درس میفته خیلییییی باحال بود.
اونوقت سر رشد و نمو گیاهان چه اتفاقی افتاد؟!
من هلاک 3 فصل اول زیست سومم... خیلی عشقن
mohi پاسخ داد:
آره دیگه...میشه گفت جوونه
رشد و نمو گیاهان؟ حالا چرا این فصلو پرسیدی؟

من کلا هلاااااک زیستم...

مشاورمونم تازگیا فهمیدم پایه س وگرنه زودتر از اینا از حضور پر فیضش بهره میبردم
مهسا پنجشنبه 23 اردیبهشت 1395 11:14 ق.ظ
وااای واقعا گریت بخاطر دندون خانوم بود؟؟ باورم نمیشهههه حالا باز میگفتی روزه آخره دیگه نمیبینیش برام قابل هضم تر بود!!تازه خانوم از اولی كه اومدن سر كلاس دندونشون درد میكرد تو دیر فهمیدی!
+خب بسلامتی عزیییییزم! بقول زهرا عادتش ندی به ما بگه خاله ما میدونیمو تووووو!تازه خدا نكنه تو پزشكی قبول شی همه چیز كه قرار باشه روت امتحان شه كه دیگه هیییچی!
mohi پاسخ داد:
وااااااای مهسا!
چقدر این شکلک های تعجب عین خودتن!
خب آخه دندونه لجمو درآورده بود منم زدم زیر گریه...
آخه واسه من که روز آخر نبود که...من بازم تو امتحانا به مدرسه سر میزنم میبینمش


خاله؟؟؟؟؟؟؟؟
حالا تو بذار بدنیا بیاد چشم!

+ملت همه چشمشون فقط این یه تیکه که درباره بچه حرف زدمو دیدن!
یادم باشه ازین به بعد درباره ی این جور مسا ﺋل بیشتر پست بذارم م اینکه خیلی خوشتون اومده
حورا بانو پنجشنبه 23 اردیبهشت 1395 09:18 ق.ظ
سلام محدثه گلی
عزیزم چن ماهه؟؟خدا کنه دختر باشه تپل مپلم باشه لپ داشته باشه من گازش بدمباید به من بگه خاله حورا
زیست درس شیرین وجذابیه به شرطی که معلمتم شیرین وجذاب باشه!یکی مث دکتر پدرام فرهادیان یا علی کرامت
خب عزیزم گریه نکن حالا چته گریه میکنی؟؟
منم یه خصوصیاتی از پریسارو به ارث بردما البته فک کنم اون از من به ارث برده چون من بزرگترم!منم دوستم که گریه کنه میرم پیشش ول کنشم نیستم حتی اگه داد بزنه سرم
mohi پاسخ داد:
خااااااااک بر سرم!
میگه چن ماهه س!
چقد شماها باحالین .....ووااااای خدایا

معلم زیستمونم شیرین و جذابه ،نمیدووووونی!

بچه اگه به خودم بره تپل مپل میشه!
هنوز بدنیا نیومده ماشالا چن تا خاله گیرش اومد....الهی خاله هاش تیکه تیکه بشن براش!

ملکه بهار پنجشنبه 23 اردیبهشت 1395 07:30 ق.ظ
✘تنـها کـسی کـه وقتی گـفت:

↯دوست دارم ↯

خنـدم نـگـرفت

♡ مـــــــادرم بـود♡
mohi پاسخ داد:
خیلی جمله ی قشنگی بود واقعنی....
سارا چهارشنبه 22 اردیبهشت 1395 08:58 ب.ظ
وایــــــــــی چــه دَندون درد بد موقعی
ولـــــی همین که رفتــی سر کلاســـــشون خیـــلی خوبـــه
آقـــآ بچه را بایــد بیاری ببینمــــــــــــا
امروز روز آخر ما هم بود و بهترین روز عمــرم
mohi پاسخ داد:
آره همین که رفتم سر کلاسشون عالیه!

بچه رو بیارم ببینی؟؟؟
خجالت بکش دختر!
این حرفا چیه؟
حالا من یه شوخی ای کردم.....تو اصن کوچیکی سنت مال این حرفا نیست!

بهترین روز عمرت؟
اونوقت چرا؟
Mr.s چهارشنبه 22 اردیبهشت 1395 10:31 ق.ظ
عجب عجب معلم زیست خوبی ما معلم زیستمونو میبینیم جرئت نداریم بهش چیزی بگیم،خیلی از این معلمای باحال خوشم میاد آدم از درسشون خیلی لذت میبره، البته به ما پسرا رو بدن دیگه معلم رو زنده نمیذاریم!!!
mohi پاسخ داد:
چشش نزنی یه وقت!

البته ما هم جرئت نداریم چیزی بهش بگیم! واقعنیه اینی که میگم!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.