تبلیغات
دیــــوونه بازیام...! - ...
دیــــوونه بازیام...!

...

دوشنبه 17 خرداد 1395

نوع مطلب :دیوونه بازیام (خاطره ها و یادداشتام)، 


دیروز امتحان زیستمونو دادیم رفت!
و من بیست نشدم!
تنها بیست کارنامه م شد همون بیست زبانم!


غلطام خیلی مزخرف بود!
یکیش این بود که گفته بود گل ادریسی تو محیط خنثی چه رنگیه؟ که من نوشتم آبی که میشد صورتی!
آخه تا جایی که من حس میکنم و یادم میاد تو شیمی همیشه اسید قرمز میکرده ، قلیایی و خنثی ها آبی بودن!
نمیدونم شایدم اشتباه میکنم!

دوتا غلط مزخرف دیگه م دارم که با اونا مشکل دارم و باید هر وقت شد از معلمم بپرسم تا توجیه بشم! در حال حاضر که قبول نمیکنم این دو تا غلطم باشن چون به نظر خودم درستن!
حالا دیگه شدم نوزده و بیست و پنج
غصه هم به اندازه ی کافی خوردم

خودم نشستم ضریب هردرسو تو نمره م ضرب کردم و.....خلاصه معدل گرفتم ، معدلم شد 18 و نود!
نوموخوام! من میخوام بالای نوزده باشم! میخوام! من جایزه مو میخوام!

حالا باز خدا کنه از این چیزی که حساب کردم خیلی پایین تر نیام!

امروز و دیروز اینقدر خوابیدم که تمام عقده هام خالی شد!

امتحان زیستمو دو روز آخر شروع کردم درس خوندن ، یعنی جمعه شب ، خیلی هم اذیت شدم تا تمومش کنم ، یه سره فقط میخوندم!
واقعا تعجب میکنم چطور بعضی وقتا هیچی درس نمیخونم روز آخر که میشه واقعا میگما ، روز آخر حتی شده هفت ساعت پشت سر هم بدون حتی یک دقیقه استراحت درس میخونم! حتی بدون یک دقیقه استراحت یه سره هفت هشت ساعت درس میخونم و میخونم! تازه بعد اون هفت هشت ساعتم مثلا باید بیام ناهار یا شام بخورم وگرنه همونم نمیام بیرون!

این یه ماهه کوفتی امتحانام هم تموم شد ولی خدایی خیلی سخت گذشت!
مطمئنم بدنم اون دنیا به خاطر بی خوابی های طولانیم و هم چنین خوابیدن های طولانیِ پشت سر هم ازم شکایت میکنه!

حوصله تاریخو ندارم
میذارم بعد از سحر میخونم....
آخه خدایی یه درسی هم هست که اگه بخونی بگیری بخوابی ، بلند بشی همه ش پریده!
خدایی خوندن تاریخ دیگه خیلی زوریه! آخه تاریخ بخونی که چی؟ به من چه اسدالله علم چیکار کرد و سرانجامش چه شد! والا....

فردا ماه رمضونه!
هر وقت یادش میفتم گشنه م میشه!
حالا چقدم که روزه های من روزه س!
از بعد سحر میخوابم تا دم افطار!
والا...
بیچاره مامانا که تو روزگی این همه مهمون هم دعوت میکنن افطار و زحمت میکشن!
بیچاره بابا ها که از هفت صبح میرن سر کار تا سه چهار ظهر!

+کسلم چرا؟
چرا بی حالم؟
چرا؟


++هیچ گواهی به سالم بودن من نیست...
من...دیوانه ی توام!




زهرا
سه شنبه 18 خرداد 1395 07:44 ب.ظ
واه واه انقد کامنت خصوصی گزاشتم هیچکدومشونو جواب نداده!!!!
پاسخ mohi : جون تو جواب میدم حالا قهر نکن بابا
محدثه×_~
سه شنبه 18 خرداد 1395 01:03 ب.ظ
محی یه سوال تو پارسال تابستون کلاسای تست مدرسه رو رفتی؟؟؟؟
خوب بود؟؟؟یعنی فایده داشت؟؟؟
+عه مینا خواهر مریم هس؟؟
واقعا این مینا اون میناس؟؟؟
پاسخ mohi : سلام
آره رفتم
هرکدومش به شرطی به دردت میخوره که وقتی برگشتی خونه بشینی اون چیزایی که بهت یاد دادنو کار کنی و بخونی ، من این کارو واسه هیچکدوم درسام انجام ندادم ، فقط میرفتم سرکلاس جزوه مینوشتم برمیگشتم خونه و واسه همین اون لحظه ها هیچ احساس مفید بودن نداشتم ، اما یه هفته قبل اینکه مدرسه مون شروع شه رفتم شیمی شو انتخابی برداشتم و شروع کردم به خوندن جزوه م و دیدم چقدر خوبه! بیشتر جزوه ی شیمیم مربوط به سوم بود یعنی سال بعد رو بهمون بیشتر درس میدادن ، من وقتی شیمی شو مث آدم کار کردم اعتماد به نفسم فوق العاده تو شیمی رفت بالا و سرکلاس شیمی همه ش احساس شاخ بودن داشتم و تا معلم مون یه مسئله میداد دادم میرفت رو هوا که من بیام من بیام ! و رو مخ همه بودم
زیستشم که خب بهت نکته میگن دیگه از جاها و شکلایی که اصن بهش توجه نکردی!
حالا مثلا ما پارسال رفتیم سر کلاس زیست خوبیش این بود که مثلا تو فصلای مختلف تو کتاب دوم و سوم اسم پلاناریا اومده ، بعد معلممون که همون خانوم بیان باشه ، هر چیزی رو که راجع به پلاناریا اومده بود تو جاهای مختلفو جمع کرده بود توی یه جا و دیگه پراکنده نبود و راحت وقتی اون یه تیکه شو بخونی دیگه همه چیزایی که باید درباره پلاناریا بدونی رو میدونی
فیزیکشم خوب بود
ریاضیشم خیلی خوب!
معلم ریاضی مون جوری مارو تو درس احتمال قانع میکرد که دیگه جای هیچ سوالی برات نمی موند!
در کل خوب بود ، میگم بستگی به خودت داره که برگشتی خونه بخونی یا مث من بذاری کنار و تازه مهرماه یادت بیفته که الان که سبک کارام برگردم جزوه های تابستونمو بخونم!

چقدر حرف زدم!
یه پست شد!

من نمیدونم تو منظورت کدوم مینا هست ، اما مینای ما یه قل داره به اسم مریم که رشته ش انسانیه و تو مدرسه ی ما نیست ، مینای ما سومه هااااا اون مینایی که تو فکرمیکنی دومه!
*مینا*
سه شنبه 18 خرداد 1395 02:21 ق.ظ
حالا واقعا پلاستوسیت نداریم؟؟؟
ذهنمو درگیر کرده!
احساس میکنم قبلا یه جایی داشتیم!
پاسخ mohi : والا من کلا دوتا کتاب زیست اونم در حد دبیرستان بیشتر چیزی نخوندم و تو همینا چیزی به اسم پلاستوسیت نداشتیم!
میگم مینا تو پلاستوسیت و بلاستوسیت رو باهم قاطی کردی یه اسم جدید از توش درآوردی!
زهرا
سه شنبه 18 خرداد 1395 01:07 ق.ظ
منم شاهدم که هیچ گواهی به سالم بودنش نیس!
خعلی خل و چله!
پاسخ mohi : کوفت!
زهرا
سه شنبه 18 خرداد 1395 01:06 ق.ظ
عههه عیب نداره بابا. خیلی کمم نیس که حالا!!!
خخخ ماه رمضان!چه کلمه ى استرس آوری!
ولی خیلی ماه پاکیه. قبول داری؟؟؟
خخخخ من تاریخو خیلی دوس دارم. ولی از تاریخ معاصر متنفرم. حدودای همون کوروش و داریوشو دوس دارم.
پاسخ mohi : آره ، آدم اصن دلش نمیاد توش گناه بکنه! مثلا امروز واسه امتحان تاریخ میخواستم تقلب بکنم گفتم زبون روزه و تقلب؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بعد بی خیال شدم دیگه!
dr.taranom
دوشنبه 17 خرداد 1395 11:23 ب.ظ
ســـــــــــــــــلام
والا منم فکر میکردم اسید قرمزه یعنی قرمز نیست؟؟؟مگه میشه؟مگه داریم؟
پاسخ mohi : خخخخ....
خیلی تیکه ی کوفتی ایه!
آدم همه ش قاطیشون میکنه!
پاییز
دوشنبه 17 خرداد 1395 06:52 ب.ظ
خیلی هم عالی....

من تاریخو دوس داشتم.خصوصا تاریخ سوم دبیرستان که خیلی عشق بود اصا
پاسخ mohi : تاریخووووووووووووووو؟؟؟؟؟؟؟
بی خیال بابا
Mr.S
دوشنبه 17 خرداد 1395 06:14 ب.ظ
اره لامصب ادم زورش میاد تاریخ بخونه
درمورد امتحان ها ایشالله نتیجه ها اونجوری كه دوست داری بشه البته شما هم خیلی سخت نگیر...
همین دیگه ، موفق باشی
پاسخ mohi : ممنون
*مینا*
دوشنبه 17 خرداد 1395 05:31 ب.ظ
پس یعنی مثلا تو صفحه ای که حذف شده، اگه پرسش نمونه بود نمیخواد بخونیم؟؟
چه خوب! پس واقعا چقد کمه!
من هنوز شروع نکردم
پاسخ mohi : آره منظورم همین بود

*مینا*
دوشنبه 17 خرداد 1395 04:28 ب.ظ
نظر قبلی من بودم
خودت میدونی دیگه!
پاسخ mohi : آره میدونم

فقط ببخش اون موقع جواب ندادم ،تلفن زنگ زد رفتم
دوشنبه 17 خرداد 1395 04:27 ب.ظ
وااای خداااا
هم خیلی خندیدم
هم خیلی تعجب کردم
هم اینکه الان سرم درد میکنه! (فشار اومده بهش!)


فقط یه چیز دیگه بگم بعد برم دیگه جدا" تاریخ بخونم چون من واقعا از امتحان تاریخ میترسم!
اینکه....
درس 1 تا 11 و درس آخر حذفه؟؟ و یه سری صفحه که مشخص کرده...
متن درس هم نمیخواد بخونیم؟؟
ینی فقط از درس 12 تا 25، سوالایی که خودش گفته و سوالای پرسش نمونه رو بخونیم؟؟
تو چجوری میخوای بخونی که میگی تاریخ کمه؟؟
پاسخ mohi : آره مینا
درس آخر حذفه ، از در س12 به بعدم باید بخونیم فقط سوالای خودش و پرسشای نمونه
اون صفحه هایی هم که حذف کرده کلا هیچیش!
منم همینارو میخونم دیگه....

کمه بابا
خیلی چیزاشو حذف کرده
*مینا*
دوشنبه 17 خرداد 1395 04:12 ب.ظ
وای وای واااااای
خدایااااااا
مگه میشه؟
دارم دیوونه میشم
به خودم گفتم این شکلکایی که گذاشتی دقیقا عین شکلکای منه!
بعد دقت کردم یه بوس وسطشون بیشتر داره!
بعد یادم افتاد من اصن حواسم نبود شکلک بوس هم داریم وگرنه میذاشتم اونم!

تو همین فکرا بودم که دیدم پایینش خودت همینا رو گفتی!!
آخخخخ سرم درد گرفت محدثه!
واقعا درد گرفت!!
چرااااااااا؟؟؟؟؟ چطوووووور؟؟؟؟



تاااازه...
من و مریم اصن حرفامون عین هم نیس!
اتفاقا خییییلی هم تفاوت داریم باهم تو همممه چیییی!!

پس تو یا قل سوم ما نیستی!
یا اینکه مریم قل من نیس، تو قل دومی!!
پاسخ mohi : وای دیگه انصافا صدای خنده ی بلندم رفت رو هوا!
منم دارم گیج میشم بخدا

چقدر اتفاقای جالب!
ماتم امتحان زیست از دلم رفت بیرون!
دستت درد نکنه کلی خندیدم و دیگه اصلا بی حال و کسل نیستم

یعنی تو نمیدونستی بوس هم داره وگرنه میذاشتی ، چطور ممکنه آخه؟ انقدر تفاهم؟

مریم قل تو نیست ، من قل تو هستم
خخخخ......

من اصن دیگه حرفی نمیزنم
آخه چه حرفی بزنم هرچی میگم تو خودت میخوای بگی !
*مینا*
دوشنبه 17 خرداد 1395 04:04 ب.ظ
غلط نوشتی؟؟؟
این رمز استالاگمیت و میت رو سال اول خانوم ظفرنیا یادمون داد... یادت نبود؟ تازه گف یکی از شاگرداش اینجوری گفته!
اتفاقا یادمه همون موقع که این رمزه رو گف... کلی خندیدیم و گفتیم چقد بیمزه!
اما هنوووزم باهمون رمزه یادم میاد استالاگمیت رو زمین بود و همیشه هم یاد خانوم ظفرنیا میفتم و کلی از این بابت ازش ممنون میشم
پاسخ mohi : من میگم پریسا فقط چن دقیقه قبل امتحان گفت یادم نموند بعد تو میگی خانوم ظفرنیا فلان سال پیش گفته؟
فک کنم دارم هانتیگتون میگیرم
*مینا*
دوشنبه 17 خرداد 1395 04:00 ب.ظ
بیچاره تاریخ چقد بهش برمیخوره که تو اینجوری درباره ش فک میکنی!
اما من تاریخو خیلی دوس دارم کلا خوندنشو دونستنشو خیلی دوس دارم اما امتحان دادنشو دوس ندارم!
و فک میکنم خیلی احتمالش زیاده که یهو یه چیزی رو یادم بره یا جابه جا بنویسم و اون وخ نمره شو نگیرم
کلا به نظرم تاریخ یه درسیه که باید بخونی و بدونی در حد یه داستان.... همین! اما نه اینکه همه رو حفظ کنی و بری امتحان بدی!
اصن تاریخ امتحان نباید داشته باشه!
پاسخ mohi : آره گوش دادنش در حد داستان خوبه اما نه امتحانش!

آخه جمله های کتابم خیلی قلمبه سلمبه س آدم یادش نمی مونه بدبختی!

من تاریخ پنجم و چهارم ابتدایی رو خیلی دوست داشتم
اون موقع معلم مون خانوم معیلی بود و به من میگفت برمیکان!
برمکیان اسم یه خاندان باهوش و کارآمد بود اگه یادت باشه


*مینا*
دوشنبه 17 خرداد 1395 03:55 ب.ظ
وااااای محدثه!
تا جواب اون نظرمو خوندم که گفتی همدردی کردی باهام و سبک شدی اومدم بگم دیدی دوباره هردومون یه چیزی رو گفتیم بعد دیدم دوبا ه تو جواب اون یکی نظرم خودت گفتی!!
واااااای چطور ممکنه؟؟ چجوری آخه؟
الان اشک تو چشام جمع شده!!
پاسخ mohi : خخخخخخخخ....
اشک تو چشات جمع شده؟
مینا !
شاید تو و مریم یه قل دیگه دارین که منم!
شاید من قل سوم شمام که اینقدر شبیه توئه حرفام!

وای!
خدایا
چطور ممکنه آخه؟
این چن روزه هرچی تو میگفتی من میخواستم بگم و هرچی من میگفتم تو میخواستی بگی!

اشک تو چشای منم جمع شد

+مینا یه اتفاق عجیب دیگه!
اومدم واسه ی " اشک تو چشای منم جمع شد " شکلک بذارم ، اتفاقی اتفاقی دقیقا همون چهارتا شکلکی رو انتخاب کردم که تو واسه همین جمله ت گذاشتی! و تازه ترتیبشون رو هم همون گذاشته بودم!
بعد دیدم عین هم شده همینجوری موندم!
بعدش وسطشون یه بوس هم گذاشتم که خیلی عین هم نباشه
*مینا*
دوشنبه 17 خرداد 1395 03:50 ب.ظ

چن تا کامنت شد مگه؟؟
از اونجایی که اصلاااااا حوصله ندارم برم تاریخ بخونم، برا همین اصلنم خسته نشدم که این همه کامنت گذاشتم!
پاسخ mohi : والا این دوزادهمیشه!
اونم دوازده تا کامنت طولانی!

الان اگه تاریخ خونده بودی تموم کرده بودی!
البته تاریخ خیلی کمه هااااا.....
دلم میخواد سر امتحان تاریخ یه تقلب تپل بکنم!
سر امتحانای دیگه دلم نمیاد تقلب کنم چون نمره ش ، نمره س!
اما نمره ی تاریخ که نمره نیست!
کلا هیچ جوره تو کتم نمیره که تاریخو آدم حساب کنم!
*مینا*
دوشنبه 17 خرداد 1395 03:47 ب.ظ
این سواله رو ترم اول منم اشتباه نوشته بودم اولش، آخرش که دوره میکردم یهو یادم اومد درستش کردم!
آخه نوکلئوتید یه چیزیه که واقعا وجود داره!
اما پلاستوسیت داریم مگه؟؟
تازه خودم داشتم قبل امتحان برا یکی توضیح میدادم که اون بلاستوسیسته! نباید با پلاسموسیت قاطی کنی!!
پاسخ mohi : تو دیگه معرکه ای دختر!
خودت به یکی تاکید کردی بعد اشتباه نوشتی؟

البته پریسا هم واسه امتحان زمین بهم رمز داد که استلاگمیت ، آخرش میت داره که معنیش میشه مرده و مرده رو کف زمینه و در نتیجه استالاگمیت هم رو زمینه و استلاکتیته که رو هواس
بعد منم گفتم ممنون رمز خوبی بود و رفتم سر جلسه و همین سوال اومده بود و من به شک افتادم که استالاکتیت رو هوا بود یا استالاگمیت؟ اصلا اصلا اصلا اصلا اصلا یاد رمزی که پریسا چن دقیقه قبل برام گذاشته بود نیوفتادم و آخرشم غلط نوشتم
*مینا*
دوشنبه 17 خرداد 1395 03:43 ب.ظ
کلی حرص خوردی سر غلطای من؟؟
به جاش من بالاخره غلطامو به یکی گفتم یکم سبک شدم!
خیلی خوب همدردی میکنی!
ممنونم
پاسخ mohi : مینا؟
قبل اینکه تو این نظرو بذاری من تو اولین نظرت اشاره کردم به همدردی بین مون و گفتم سبک شدم و تایید کردم و دیدم یه نظر دیگه دارم و دیدم که تو هم همینو گفتی!
چرا اینقدر حرفای من و تو شبیه همه؟
تو اون پست خودت هم کلی حرفامون عین هم بود و من یه چیزی رو میگفتم که تو میخواستی بگی یا برعکس


جلل الخالق!
*مینا*
دوشنبه 17 خرداد 1395 03:25 ب.ظ
بابا ها خیلی گناه دارن که با زبون روزه باید از صبح زود برن سر کار!
من خیلی براشون غصه میخورم! آخه هیچ وقت هم شکایتی نمیکنن! با اینکه ما این همه میخوابیم اما همش داریم غر میزنیم!
پاسخ mohi : منم واقعا!
آخه ادمی که صبح زود بلند میشه مسلما خیلی خیلی گرسنه ش میشه تا دم افطار!

دقیقا!
البته من تو روزگی آدم غرغرویی نیستم برخلاف اینکه خیلی شکمو به نظر میام!
ولی امیر که تو خونه غر میزنه بابام همه ش میگه بچه جان یه کم از محدثه یاد بگیر که نصف تو اصنم صداش در نمیاد!
*مینا*
دوشنبه 17 خرداد 1395 03:23 ب.ظ
واقعا 18/90 میشی؟؟
چه معنی داره آدم معدل نهاییشو انقد بالا بشه؟؟
بعد تازه میخواستی بالای 19 بشی؟؟
من تازه بدون ضریب هاش، میشم 17 و خورده ای!
پاسخ mohi : خخخخ..
مینا!
تو چرا اینقدر خودتو دست کم میگیری؟
تو خودت تلاش نمیکنی که نمره ی خوبی بگیری!
اینو واقعا میگم!
تو خیلی باهوشی اما کم درس میخونی !
بی خیال تر از من تویی!

بعله که بالای نوزده میخواستم!
اصن چرا نخوام؟
چرا بقیه بتونن بشن من نشم؟
منی که این همه زحمت کشیدم
*مینا*
دوشنبه 17 خرداد 1395 03:21 ب.ظ
تاریخمم هنوز شروع نکردم به خوندن! اصلا حوصله شو ندارم!
دلم میخواد ور برم!
پاسخ mohi : خخخخ...
مینا!
مینا مینا مینا!
خیلی خندیدم به اینکه گفتی دلت میخواد ور بری!
چقدر جمله ت صادقانه ست!
منم اصن حس تاریخو ندارم!
اصنم استرس ندارم و اصنم آدم حسابش نمیکنم!
درس خود جا کن!
والا...
*مینا*
دوشنبه 17 خرداد 1395 03:20 ب.ظ
LH و FSH هم فقط LH رو نوشتم
آخه فک کردم سوالش میگه کدوم هورمون؟ ینی فقط یدونه رو بنویسیم...
تازه کلی فک کردم بین این دوتا کدومش مهم تره؟ فقط یکیشو بنویسم...!
حالا من همیشه جوابامو زیاد مینویسماااا.... سر این امتحان نمیدونم چرا جوابامو خلاصه کردم الکی!
پاسخ mohi : آخی!
مینا!
من همین جوری سر غلطای خودم حرص میخورم ، حالا باید بشینم سر غلطای تو هم حرص بخورم؟
آخه بچه جان چشماتو باز کن! اون سوالو اگه با دقت تر میخوندی میفهمیدی منظورش دوتا هورمونه!

چقدر دلم سوخت به این حرفت که گفتی کلی هم فکر کردی تا بفهمی کدوم مهم تره تا بنویسی!
*مینا*
دوشنبه 17 خرداد 1395 03:17 ب.ظ
سال دوم رویش هم به جای اینکه بنویسم از ذخایر ریشه برای تولید محور گل استفاده میکنه، جواب تا آخر خطشو نوشتم...
که برای تولید گل و میوه و دانه استفاده میکنه! ینی نمره شو نمی گیرم؟
آخه دقیقا سر همین سوال هم.... وسطای خوندن زیستم که بودم، یادش افتادم، رفتم دوباره جوابشو نگاه کردم! اما بازم یادم رفت سر امتحان!
پاسخ mohi : گریه نکن مینا!
بیا بغلم

اووووووووووم....
نمیدونم
اما به نظر من خب تو هم درست نوشتی دیگه!
مال تو درسته!
به نظرم درست میگیرن چون گل میده ، بعدش دانه و میوه رو هم میده دیگه!


منم سر اون ادریسیه کلی موقع خوندن به خودم فشار آوردم تا قاطی نکنم کجا قرمزه کجا آبی اما صاف سر امتحان قاطی کردم!
*مینا*
دوشنبه 17 خرداد 1395 03:14 ب.ظ
اون دانه لوبیا هم دقیقا لحظه آخر که کتابو ببندم بیام سر امتحان، آخرین چیزی بود که دوره کردم!
اما فک میکردم لوبیا ریشه رویانی داره و ساقه رویانی...
و اتفاقا دقت کردم که بالایی رو علامت زده خواسته بگیم چیه؟ گفتم خب بالایی ساقه س!
درحالی که لوبیا ساقه و برگ داره... بالاییشم میشه برگ!
سر این غلطم خیلی حرص خوردم!
پاسخ mohi : وااااااااااااااااااااای تروخدا!
من اینجا دارم منفجر میشم مینا از بس سر غلطای تو حرص خوردم

الان که فکر میکنم میبینم اتفاقا منم پتانسیل اینو داشتم که این سوالو غلط بنویسم!
خدایی الان که فکر میکنم میبینم اگه منم سر جلسه امتحان بین ساقه و برگ گیر میکردم مسلما ساقه رو مینوشتم چون عقلانی تره!
اما خدارو شکر اونو حفظ کرده بودم و دیگه رسیدم به اون سوال سریع نوشتم و الکی گیر نکردم رو اینکه برگ بود یا ساقه!
*مینا*
دوشنبه 17 خرداد 1395 03:11 ب.ظ
یه جای دیگه هم که گفته بود این دودمانه از چه الگوی وراثتی پیروی میکنه؟
منم نوشتم غالب و مغلوبی!
خب مگه الگوی های وراثت همون 3تا نبودن؟
غالب و مغلوبی و غالب ناقص و هم توانی!
درحالیکه جوابش میشده اتوزومی غالب! خب اینکه الگوی وراثت نیس! این زیرمجموعه ی یکی از الگوی های وراثتیه!
بعدشم خب اتوزومی غالب بودنش که مشخصه! آدم بابد بدونه چیه تا بتونه دودمانه رو حل کنه!
سوالش خیلی بد بود! نمیدونستم اینو باید براش بنویسم! تو خود برگه سوالام نوشته بودماااا...! کاش محض احتیاط تو پاسخنامه ش هم وارد میکردم
پاسخ mohi : عه!
مینا!
احسنت!
آفرین عزیز دلم!
فقط تو حرف منو میفهمی!
فقط تو!
به خدا منم همینو میگم!
وقتی گفته الگو جوابش فقط میشه غالب مغلوبی!
منم نوشتم غالب مغلوبی اما به قول خودت تو کلید نوشته اتوزومی غالب!
آقا جون اتوزومی میشه نوعش نه الگوش!
اتفاقا حرفت کپی منه مینا!
منم میگم آدم اگه ندونه اتوزومیه از کجا میتونه اون مسئله ی پایینیش رو حل کنه؟

منم سر جلسه شک کردم که این گفته الگو آیا فقط الگوشو میخواد؟
میخواستم منم بنویسم اتوزومی غالب تو پرانتز ، اما گفتم الان با خودش میگه این بچه نمیدونسته الگو یعنی چی واسه همین اینو هم تو پرانتز نوشته!

منم اتفاقا همین سواله رو گفتم باید از معلمم بپرسم تا مطمئن بشم حق با منه یا کلید!
والا....
به خدا جواب من و تو درسته مینا!
اصن تو کتاب بالای صفحه ای که هم توانی رو توضیح داده نوشته که بعضی چیزام هستن که از " الگوی غالب مغلوبی " پیروی نمیکنن و پیچیده ترن مثل هم توانی و غالب ناقص و....!
*مینا*
دوشنبه 17 خرداد 1395 03:07 ب.ظ
من میدونی چه غلطای مسخره ای دارم
مثلا پلاسموسیت رو نوشتم پلاستوسیت!!
اصن پلاستوسیت داریم؟؟؟؟ نمیدونم چرا اسما رو اینجوری اشتباه میکنم! بعد جالب اینجاس که فاطیما و کیانا هم دقیقا اینجوری نوشتن!!!

تازه سر امتحان زمین هم ، ژئوشیمی رو نوشتم بیوشیمی!!
اه ! خیلی زوره آدم اینجوری نمره ی سوالو نگیره!
پاسخ mohi : خخخخخ
مث ترم اول من که نوکلئوزوم رو نوشتم نوکلئوتید !

پلاسموسیت رو با بلاستوسیت قاطی کردی عزیزم

ژئو شیمی رو منم یبار تو امتحان کلاسی نوشتم بیوشیمی و اون درس عبرتی شد برام تا یادم نره که ژئو شیمی درسته نه بیوشیمی!
اما من فکر میکنم نمره ی پلاسموسیت و ژئوشیمی رو بگیری!
واقعا اگه یه کم فکر کنن و مهربون باشن میفهمن که تو جوابو میدونستی فقط یه لحظه قاطی کردی!
*مینا*
دوشنبه 17 خرداد 1395 03:04 ب.ظ
اما من همیشه میدونستم اسید آبیه، قلیایی قرمز...
و با اینکه تاحالا چن بار گل ادریسی رو خونده بودم، این بار که میخوندم تاااازه توجه کردم که اگه خنثی باشه هم قرمزه! یا همون صورتی! بعد دقیقا همین خنثی هم اومده بود تو امتحان!
محدثه؟ تازه میگی "شاید" اشتباه میکنم؟؟ خب اشتباهه دیگه!
اینا که دیگه همیشه ثابت همین بوده!
حالا غصه نخور... مهم نیس!
پاسخ mohi : خخخخخ...
خب شاید اشتباه میکنم دیگه
پس چرا ذهنیت من این بود که اسید قرمز میکنه و قلیایی آبی؟
این ذهنیت و توهم من از کجا میاد؟



+مینا؟
دهنم وا موند اومدم دیدم این همه نظر گذاشتی!
اول فکر کردم از یه نظرت چند بار اومده بعد دیدم نه !
انگشتات خسته نباشن!
ولی الان که جواب نظراتو دادم و باهات هم دردی کردم مخصوصا سر همون سوال دودمانه هه ، حس بهتری دارم و احساس میکنم سبک تر شدم و بالاخره یه جوری غر ها مو خالی کردم!

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


فهرست وبلاگ
طبقه بندی
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
اَبر برچسبها