شارژ ایرانسل

فال حافظ

 

سه شنبه 18 خرداد 1395

شوکوکافه گلاسه D:




+.........................................................!!!!!!!!!!!


++بخدا همین چن تا نقطه یه دنیا احساس توش نهفته!
همه ش که نباید آدم پرحرفی بکنه.....
اینقدر حالم خوبه که فکر نمیکنم تا مدت ها چیزی یا کسی بتونه ناراحتم بکنه!





سوم دبیرستان پر!
چقد تهش خوب بود!
همیشه از سال سوم به نیکی یاد خواهم کرد!

و آنچه می ماند خاطره هاست!



تاریخ مونم دادیم رفت...
دیروز که نتونستم درس بخونم ، شبش که اصن نتونستم درس بخونم ، بعد از نیمه شبش که دیگه حرفشو نزن به هیچ وجه نمیشد! مگه فکر آدم میذاشت؟
بعد دیگه موند واسه بعد سحر از ساعت پنج و نیم تا هفت و نیم خوندم و تموم شد و رفتم مدرسه ، با اینکه خوب خونده بودم اما قصد تقلب داشتم!
آخه خیلی وقته تقلب نکردم ، نه گرفتم نه دادم!
هوس کرده بودم دیگه!
بعد گفتم تاریخه ، گناه تقلبش کوچولوئه بابا
رفتم سر جلسه ، پنج تا سوال تاریخو بلد نبودم ، آخه معلم مون یه سری هارو حذف کرده بود که واسه امتحان نخونیم اما یه چن تا ازونا اومده بود منم وسط سالن بودم ، دور تا دورم دومی! مونده بودم حالا چیجوری تقلب کنم؟ بعد گفتم زبون روزه و تقلب؟ بی خیال اصن!
هیچی دیگه اینقدر با اخم و تخم نگاه کردم ، یکی از چیزای مدرسه مون اومد جلو و گفت چته تو اینقدر هوا رو نیگا میکنی؟
منم گفتم بخدا یه چن تا سوالش جزو حذفیا بوده!
بعد دمش گرم رفت (هرچند از جمله ی دمش گرم خوشم نمیاداااااا ولی حالا گفتم ) از روی برگه دوسه نفر دیگه نگاه کرد اومد جوابارو بهم گفت!
ایول!
ایول!
اصن عاشقت شدم رفت!
ولی خدایی دهنم وا مونده بوداااااا....!!!!!!!!
از خنده هم داشتم منفجر میشدم!
اولش میخواست خیلی مستقیم بهم نگه یکیشونو ، گفت فلان سوال میشه اسم یکی از روزهای قیامت! منم خنگ! گفتم قیامت هزارتا اسم داره! برگشت گفت " رستا...." ؟ منم گفتم رستاخیز!
و نوشتم!

اصن عالی بودا
عالی!
ولی ... یعنی خود معلم تاریخمون هم اونایی که جزو حذفیا بود رو بعد امتحان قرار شده به همه نمره شو بده ، منم که چه مینوشتم چه نه نمره شو میگرفتم اما خعلی این حرکت اون خانوم بهم چسبید! پخش شدم رو زمین از خنده! قشنگ پخش هااااا.....!!!

+++ امروز یکی یه ایده ی خعلی باحالی داد که خیلی خوشم اومد
میگفت تو رو ببرن برنامه ی خندوانه ، بعد رامبد بگه این خیلی بیشعوره ، بعد بقیه هم بگن خیلیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی!
خخخخخ....
حالا دلش پر بود رو کاری ندارم ولی خعلی ایده ش باحال بود!
آخه خدایی من جواب یه sms  احساسی رو چی بدم؟
بگم ممنون؟
منم یه جمله احساسی بدم بهش؟
چی؟
یه چیز دروغی هم که نمیشد براش بنویسم!


هععععی...

++++کی فکرشو میکرد؟

+++++دیشب خوابم نمیبردااااا
خلاصه نبرد دیگه ، از یازده دیروز تا یازده امروز بیدار بودم!
دقیق 24 ساعت!
چشام کاسه ی خون شده بود!
خب آخه خوابم نمیبرد!


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
نگین۱۶ دوشنبه 31 خرداد 1395 12:52 ب.ظ
سلام.خاطرت خیلی خنده دار و باحال بوووود.به نظرم بامزه و خنده دار مینویسی،آفرین
ایدده ی دوستت هم که گفتی،خیلبییی خنده دار بود.احتما ین ایده ناب رو به حاطر اینکه جواب اس احساسیشو نداده بودی،داده بود؟
mohi پاسخ داد:
اره اون ایده رو به خاطر اینکه جوابsms احساسیشو نداده بودم داد

ممنون
لطف داری
امیر شنبه 22 خرداد 1395 05:34 ب.ظ
به منم سر بزن
منتظرتما
پایه ی تبادل و کمک و ... هم هستم
علی شنبه 22 خرداد 1395 12:28 ب.ظ
سلام بمنم سربزن
زهرا جمعه 21 خرداد 1395 01:15 ب.ظ
خخخ محی اولین باره میبینم یکی عاشق شنبه هاس!!!
والا همه میگن شنبه خر است!
mohi پاسخ داد:
زهرمار دیوونه!

زهرا جمعه 21 خرداد 1395 12:41 ب.ظ
آخیییی پریسا, دلم سوخت!
چون من سه روزه که دارم ترک میکنم (تو کمپ ترک اعتیاد خودم. ) بیخیال یادآوری چهارشنبه هات میشم. و سعی میکنم به پنجشنبه ها فکر کنم! چون روز بی طرفیه!!!

+آهای محی خانوم! چهارشنبه ى مارو مسخره میکنی؟؟
خوبه منم شنبه و یکشنبه و سه شنبه ى شما رو مسخره کنم ؟!
mohi پاسخ داد:
خوبه دیگه
یه گروه تشکیل دادیم که رو هم دیگه عاشق هفت روز هفته ایم!
من عاشق شنبه ها و یکشنبه ها و سه شنبه ها ، پریسا عاشق چهارشنبه ها ، محدثه عاشق دوشنبه ها و چهارشنبه ها ، تو هم که داری میگی پنج شنبه!
فقط موند جمعه ی بدبخت!



با شنبه و یکشنبه و سه شنبه من درست صحبت کن هاااا
نبینم دفعه ی بعد بدون لفظ "جان " خطاب کنی
پاییز پنجشنبه 20 خرداد 1395 06:07 ب.ظ
وای چه مراقب باحالی! ایول! خدا خیرش بده!

خیلی جالب بود. کاش یکی به ما هم انقد مستقیم جواب سوالایی که نمیدونیم و میگفت!
mohi پاسخ داد:
نه بابا...
سر امتحانا و درسای درست و حسابی که ازین خبرا نیست!
این یکی چون تاریخ بود یه کم شل گرفتن!
سارینا پنجشنبه 20 خرداد 1395 03:16 ب.ظ
سلام محی من وبمو پاک کردم
mohi پاسخ داد:
عه؟
چرا؟
همین جوری یوهویی؟
معبر سایبری فندرسک پنجشنبه 20 خرداد 1395 12:13 ب.ظ
سلام خداقوت. قبول باشه عبادات

امیدوارم هرچه زودتر برین دانشگاه و دکترا بگیرین

منم به روزم با مطلب: با بدحجابیت روزه دیگران را نشکن...!
http://sayberi174.persianblog.ir/post/1780/

منتظر انتقادات و پیشنهادات ارزشمندتون هستم.
محدثه:)))))) پنجشنبه 20 خرداد 1395 11:05 ق.ظ
آخی چه قدر چهارشنبه ها دوست داشتنی بودن
mohi پاسخ داد:
ای بابا
خیلی باحال شد قضیه!
تا الان سه نفر گفتن چهارشنبه ها دوست داشتنی بودن و این جور چیزا که هر سه نفرشون به خاطر سه نفر مختلف اینو گفتن!

خیلی خنده دار شده هااا
پریسا پنجشنبه 20 خرداد 1395 06:43 ق.ظ
زهرا جان میکشیم؟!
محدثه! اگه پارسال بود میگفتی "پریسا بمیری" ؟!؟!
چرا آخه...؟
دلتون میاد؟
زهرا رو نمیدونم ولی محدثه دلش میاد...
البته 1شنبه و 3شنبه ها رو هم دوست خواهم داشت...


پیغام؟!؟!
خودم زنگ میزنم بیدارت میکنم...
mohi پاسخ داد:
حالا من یه چی گفتم...

چرا فکر میکنی من دلم نمیاد؟؟؟
مگه شماها نمیگفتین که من سیب زمینی ام؟



حالا همچین پیغام مهمی هم نیست والا
زهرا پنجشنبه 20 خرداد 1395 01:06 ق.ظ
پریسااااااا میکشمت.
یادم انداختی چهارشنبه رو....
mohi پاسخ داد:
اخخخخخ
تروخدا

هرکسی از چهارشنبه انتظار یه چیزی و یه کسی و ....رو داره

منم اگه پارسال بود میگفتم پریسا بمیری که چهارشنبه رو یادم اوردی
(اخه ما سال دوم چهارشنبه ها زیست دلشتیم)
پریسا چهارشنبه 19 خرداد 1395 11:32 ب.ظ
آخه اگر دیرتر میخوابیدم،رشدم عقب می اوفتاد مثلا تابستون شده...
هنوز نمیتونم شب یه کم بیشتر بیدار بمونم...!!!

برای پست دستا بالا...
دو ساااااااااعت داشتم مینوشتم...


محدثه یه چیزی بگم؟
دلم برای مدرسه تنگ شده...
امروز چهارشنبه بود!!!
mohi پاسخ داد:
رشدت عقب میوفتاد؟؟؟؟
دیگه ازین بیشتر میخوای رشد کنی؟؟؟؟
ای بترکی بچه

برو بابا
من دیشب ساعت دوازده خوابیدم تا سحر ، از بعد سحرم بکوب خوابیدم تا شیش ظهر تازه اونم با دعوای مامانم بلند شدم
قشنگ کیف دنیارو میکنم با خواب!
تازه خواب های باحال و خفنی هم میبینم


برای پست دستا بالا؟؟؟
اخه واسه اون چی داشتی بگی؟؟؟
یبار دیگه بنویس
بندیس،بنویس،بنویس


تو ده تا چیز بوگو
عههههه
منم دلم برای کارکنان مدرسه علل الخصوص معلم زیستش تنگیده
عههه؟؟؟
امروز چهارشنبه بود؟؟؟
چه حساب روزام دستته!


راستی پری برات یه پیغام دارم
حالا هروقت بیدار بودم زنگ میزنم میگم بهت
مریم چهارشنبه 19 خرداد 1395 08:54 ب.ظ
خخخخخخ
پس دوتایی خراب کردیم رفت خخخ
مچکر بانو از اینکه اومدی
راستش از اونجایی که به احسان علاقه مندم واسه همین امسالم خودمو تبیه کردم که نیگاش نکنم چون وقتی میبینم اعصابم خورد میشه
وگرنه دوساعت تی وی دیدن اسمون ب زمنی نمیاد خخخخخ

+شما برنامت چیه واسه این تابستون؟؟
از کی شروع میکنی؟؟؟
کلاسای مدرسه کی شرو میشه؟؟

+راستش منم معلم زیستمو زیست بسی دوست دارم امتحانمو19 میشم
میگم علاقه مند نبودیم سنگین تر بودیمااا خخخخ
کسی که عاشقه 20 روشاخشه خخخخخخ
mohi پاسخ داد:
حرف آخرت خیلی باحال بود!
علاقه مند نباشیم سنگین تریم

والا خودمم نمیدونم چه برنامه ای بچینم که هم بهش عمل کنم هم تهش نگم این چه چیز چرتی بود!
والا برنامه ای فعلا ندارم ولی سعی میکنم یه چیز خوبی جور کنم تا سه روز دیگه ، 22 همین ماه دیگه میرم که شروع کنم

خب خوشبختانه من هیچ علاقه ای به این مجری موردعلاقه ی شما ندارم!
و اصلا نمیتونم در این زمینه درکت کنم که آخه خدایی آدم یخی تر از این نبود که خیلیا مث تو دوسش دارن؟ خیلی سرد و خشکه از نظر من!
ولی خب هرکس یه جوره دیگه......!!!! هر کسم یه سلیقه و نظری داره!
سارا راسو چهارشنبه 19 خرداد 1395 08:27 ب.ظ
2 چیز خیلی حال میده!؟
.
.
.
.
.
.
.
1. تنهایی خوابیدن رو تخت دو نفره
2. دو نفره خوابیدن رو تخت یک نفره

وایییییی چی گفتم !!!
مرگ بر آمریکا.....!
mohi پاسخ داد:
دیفونه!

سارینا چهارشنبه 19 خرداد 1395 03:43 ب.ظ
پست جدید گذاشتم بسر بهم
mohi پاسخ داد:
باشه
zahra چهارشنبه 19 خرداد 1395 03:10 ب.ظ
سلام
همه شو خوندم خیلی باحال بود!
تابستووون مبارک!
وبلاگ قشنگی داری
به وب منم بیا :))
mohi پاسخ داد:
سلام

خخخ....تابستون شمام مبارک!

ممنونم
باشه میام
سارینا چهارشنبه 19 خرداد 1395 12:39 ب.ظ
خدا از این چیزای مدرسه نصیب ما هم بکنه
mohi پاسخ داد:
خخخخ...
بعله!
ایشالا خدا از این چیزا نصیب شمام بکنه !

محدثه×_~ چهارشنبه 19 خرداد 1395 12:28 ب.ظ
هان ؟
مگه چند تا مینا وجود داره.....!!؟؟؟
ببین یه میناهس که سوم دبیرستانه و خواهرش مریم تو فرهنگ درس میخونه...
مگه مینای دیگه هم داریم
+راسی ممنون....
فقط دبیر کلاس تست شیمی خانم یامولا بود؟؟زیستتون کی بود؟
ریاضی مثه اینکه شاید از بیرون یه استاد مرد بیارن...!
اخه یعنی چی؟؟!!!
+اهان راسی من هرچه قدر فسفر سوزوندم نفهمیدم اونیکه بهت رسونده کی بوده...!
شاید اونیکه بهت رسونده اول فامیلیش ن بوده
mohi پاسخ داد:
آره آره همون مینائیه که تو فکر میکنی
آخه من فکر کردم منظور تو یه مینا ایه که دومه....

نه ما دبیر شیمی مون ، آقای حاج بابایی بود
دبیر ریاضی مون آقای اکبری
دبیر فیزیکمون آقای میرزایی
و دبیر زیستمون خانوم بیان

+شکلک های جلوی اسم هر دبیرو متناسب با شخصیتش گذاشتم

نه اون بنده خدا اول فامیلیش نون نیست!
فسفر نسوزون عمرا بفهمی!
من خودمم هاج و واج مونده بودم!
مریم چهارشنبه 19 خرداد 1395 11:23 ق.ظ
سهلام
منم عسدم ی کنکوری96
باعث افتخاره که سر بزنید به وبم
مدت هاس که دارم خاطراتتون رو میخونم
نهایی هامم تقریبا مث شما دادم:)
لینک میکنید؟
mohi پاسخ داد:
سلام

ممنون
چشم سر میزنم

اگه نهایی هات مث منه پس خیلی خوب دادی که!
(اعتماد به نفسمو! )
Ali چهارشنبه 19 خرداد 1395 11:00 ق.ظ
اوووووه ممنونم که لینکمو اونجا گذاشتی!!!
فدایی داره آبجی بزرگه ی وری وری بیییگ!!!
mohi پاسخ داد:
چی بگم والا!
شما یه کم خل تشریف داری!
*مینا* چهارشنبه 19 خرداد 1395 05:39 ق.ظ
خیلی دلم میخواد بدونم کی بوده اون مراقب باشعور؟؟
به جاش روبه روی ما کی بود؟!
یه آدم بیشعووووور!! بیشعوووووور! که هرچی بگم بازم کمه!
و اسم خودشو گذشته مشاور!!
بعد اصن نمیفهمه که این امتحان تاریخته! یه امتحان فوق العاده بی اهمیت و آخرین امتحان!! نهایی نیس!!!!!!
والا مراقبای امتحان نهایی به اندازه این سرسختی نشون ندادن!!! نمیفهمه آخه!!!
انقدر حرص خوردم از دستش سر امتحان!
تو خونه هم برا مامانم تعریف کردم دوباره با هم حرص خوردیم! تازه مامانم کلی رفتارشو روانشناسی کرد که یه سری آدما خیلی تو کارشون غرق شده ن و نمیتونن دربرابر بعضی مسائل منطقی رفتار کنن و ......

خود خانوم قادری راه میرفت همه جوابا رو میگفتاااا
بعد ما قبل از اینکه بخوایم اصن چیزی رو به هم راهنمایی کنیم ( بابا اینا که اسمش تقلب نیس دیگه!)
اول نرگسو بلند کرد برد ت سالن!! یه جای دور از ما!!
بعدشم عسگری رو برد دور تر از من!!! :/
من فقط نگاش میکردم! که چی الان؟؟
چیکار کردیم مگه ما که اینجوری میکنی؟
همچین از اولش بین ما کلی فاصله انداخته انگار جرمه بغل هم بشینیم!
بعد تو کلاسی که فائزه نشسته بود، خود رویا داشت جوابا رو به همه میگف!!
شانسم نداریم!
نکنه تو هم رویا رو میگی؟؟
mohi پاسخ داد:
خخخخ
مینا!
تو نمیگفتی مشاور هم من میفهمیدم کیو میگی! چون تمام مدت امتحانو رو صندلیم داشتم با خودم فیتیله پیچ کار میکردم و تمام سالنو و افرداشو یه دور از نظر گذروندم!
حالا گناه داره اینجوری نگو!


خانوم قادری که اصن عشقه!
وااااااااااای!
عالی بود اونم!
خیلی باحال میرسوند!
میخواست مستقیم نگه ولی مستقیم تر از هر مستقیمی میگفت!


آره منم تعجب کردم که نرگس که اون جلو بود ، پس واسه چی رفت دوباره عقب!
نگو پس ، بلندش کردن!


آری منم رویا رو میگم (:
یا همون عباس جون خودمون

*مینا* چهارشنبه 19 خرداد 1395 05:28 ق.ظ
تو تو سالن بودی؟؟
من کل مدت امتحان، هر وخ خواستم تقلب کنم هی نشد، همش یاد تو و پریسا و چن نفر دیگه بودم! فک میکردم شماها جزو اونایی بودید که رفتید تو کلاس پایین امتحان بدید!!
کلی هم دلم میسوخت که چرا ما رو به زور نشوندن رو صندلی های سالن نشد بریم تو یه کلاسی که بشه تقلب کرد
mohi پاسخ داد:
خخ...
آره من تو سالن بودم
اتفاقا تو و نرگس و عسگری رو هم به راحتی میدیدم!
تقریبا دم کلاس خودمون بود صندلیم!

عیبی نداره حالا
فقط یادت باشه ازین به بعد دست کمک به سمت رویا دراز کنی که به هیچ وجه پس نمیزنه!
*مینا* چهارشنبه 19 خرداد 1395 05:23 ق.ظ
جوری میگه: اصن از دمش گرم خوشم نمیاد اما حالا دیگه گفتم!
انگار نمیتونه پاک کنه به جاش یه چیز دیگه بنویسه!
عزیزم صحبت نمیکنی که! واقعا باورت شده؟؟
برنامه زنده نیس راحت باش
mohi پاسخ داد:
مینا!

منظورم این بود اون لحظه که بهم رسوند تو دلم گفتم دمت گرم! با اینکه از این جمله خوشم نمیاد اما زبون دلم اینو گفت!

دیفففوووونه!
*مینا* چهارشنبه 19 خرداد 1395 05:22 ق.ظ
من فهمیدم تو وفائزه 2تا آدم بیشووورید
.
.
.
یعنی چی؟؟
آخه فقط از 5 و نیم تا 7 و نیم تاریخ خوندی؟؟
فائزه هم که 5و نیم تا 6 و نیم!!!!

ینی چی آخه؟!
من از 11 شب که شروع کردم، کل شب هم بیدار بودم و به زور تاریخ میخوندم، با اینکه خیلی دلم میخواس بخوابم، اما 7 تموم کردم!! :|
تازه اونم به خاطر اینکه دیگه باید میرفتم مدرسه آخرشو انقد تندتند خوندم که هیچی یادم نمونده بود تو مدرسه مجبور شدم دوباره بخونم !!

خیلی بدید
mohi پاسخ داد:
نمیدونم والا
ولی بیشعور تز میشم اگه بدونی که من از پنج و نیم تا هفت و نیم دو دور کامل کتابو خوندم!



تو و پریسا لنگه ی همید!
اونم خیلی لفتش میده درس خوندنو!
به خدا کافیه یه کم حواستو جمع تر کنی تا زودتر تموم کنی!

نگران نباش
اینطور که من فهمیدم دوسه تا از دوستای خودمم زمان بیشتری گذاشتن!
تو نرمالی ، من و فائزه فضایی هستیم!
پریسا سه شنبه 18 خرداد 1395 11:43 ب.ظ
اینقدر پست هاتو طولااااااااااااااانی مینویسی، که آدم نمیدونه واسه کدوم بخشش کامنت بذاره...!!!

اون دفعه به موازات پستت یه کامنت طولاااااااااااانی نوشته بودم...پا به پای هر + تت چیز نوشته بودم...بعد یهویی همش پاک شد...!!!!!یعنی دقیقا شکل این شده بودم!
mohi پاسخ داد:
پریسا؟
خیلی بدجنسی!
کجای پستم طولانیه؟
خدایی میانگین زمان خوندنش فقط دو دقیقه س!

اخی..
حالا واسه کدوم پستمو میگی؟

بعد دیگه م نخواستی بنویسی دوباره نه؟ تنبل!
دختر باحجاب سه شنبه 18 خرداد 1395 10:07 ب.ظ
سلام دوست عزیز وب قشنگی داری اگه خواستی لینکم کن بعد خبرم کن که لینکت کنم. یاعلی
mohi پاسخ داد:
بعلههه
Ali Shr سه شنبه 18 خرداد 1395 08:15 ب.ظ
خخخخ دیوونه!
کلی خندیدم اینا دیه کین!
تو دیه کیی؟
لینکی برای صدمین بار! :|
لینک کن بیزحمت!
mohi پاسخ داد:
چرا دروغ میگی بابا
کجا برای صدمین باره؟
تو اولین بارته داری نظر میذاری
زهرا سه شنبه 18 خرداد 1395 07:41 ب.ظ
اوه اوه تو سالنم بودی, سالنم کلا همممه تقلب میکردن. اصن مراقبا انگار کلا حواسشون نبود.
انقد که منم هوس کردم تقلب کنم. و فرد درست و حسابی دورم نبود!!!
ینی کلا تو امتحانا کسایی که من ازشون بدم میاد چهار طرفمو میگیرن :|

خخخخ من که این آخرای متنتو نفهمیدم چی شد!
mohi پاسخ داد:
اره امروز کلا همه هوا رو نگاه میکردن از جمله خودت!
انگار از تو هوا بهشون الهام میشد!
یه حالت عرفانی هم گرفته بودن که نگووووو


خخخخ
مار از پونه بدش میاد در لونه ش سبز میشه

کدوما رو دقیقا نفهمیدی؟
خندوانه هه که واضح بود چیز خاصی نداشت
بقیه شم بی خیال
الکی مثلا مفهوم خاصی نداره
Mr.S سه شنبه 18 خرداد 1395 07:13 ب.ظ
عجب شانسی داری!!!ایشالله تابستون خوبی رو داشته باشی محدثه جان
mohi پاسخ داد:
ممنون
همچنین

من کلا آدم خوش شانسی هستم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.