شارژ ایرانسل

فال حافظ

 

جمعه 21 خرداد 1395

دلِ تنگ



واااااااااای وای من عاشق شماره 3 شدم!
میتونین چند تا شماره رو به من نسبت بدین ، ولی تروخدا شماره 3 هم توش باشه؟
آخه خیلی عشقه!

به نظر خودم من بیشتر به شماره ی 5 میام!
مگه نه؟



+سلام صبح تون بخیر! (ساعت 1 و نیم ظهر )
امروز جمعه بود ، بابام خونه بود ، از بس حرف زد و خندید ، دیگه منم از خواب بلند شدم ، هرکاری کردم خوابم نبرد که نبرد!

ما یکی از اتاق های خونه مون سه چهارتا پله میخوره ، بعد من وقتی بچه بودم همیشه میرفتم بالای پله ها خودمو پرت میکردم بغل بابام....
امروز بهش میگم بابا بازم دلم میخواد
میگه خب بیا بپر
گفتم الان اگه بپرم کمرت قشنگ دو نیم میشه!

++امروز آخرین روز یللی تللی مه !
فردا دیگه میخوام برم به طور جد شروع کنم به درس خوندن!
یه برنامه ی سفت و سخت!
آخه به من رحم نیومده! یه کم به خودم شل بگیرم وا میرم!
قصد دارم روزی یک ربع زمان بذارم کنار زیست پیش 1 رو هم پیش مطالعه کنم!
حالا ببینم چقدر موفق میشم تو برنامه م!
ولی این بار جدی ام!


اون زیر عکسه رو هم بخونید
، خیلی قشنگه! مخصوصا دو خط آخرش!




+++یه جوری دلم تنــــــــــــــــــــــگ میشه برات
محاله بتونی تصور کنی
گمونم نمیتونی حتی خودت
جای خالیتو تو دلم پرکنی!



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
✿.. Ѧřრɪțά ..✿ پنجشنبه 10 تیر 1395 12:55 ق.ظ
6
mohi پاسخ داد:
شاید
setareh چهارشنبه 26 خرداد 1395 09:36 ب.ظ
،۷،۲۹
mohi پاسخ داد:
ممنونم
هیچکس بهم نگفت مهربونی! تو فقط گفتی!
فاطمه برومند دوشنبه 24 خرداد 1395 03:40 ب.ظ
شمار3
خداوکیلی شروع کردی از الان من از ۴شنبه شروع میکنم که کارنامه دادن
mohi پاسخ داد:
نه بابا یه حرفی زدم من حالا!
والا الان که بیست و پنجمه هنوز نرفتم بخونم!
یکشنبه 23 خرداد 1395 03:25 ب.ظ
6
mohi پاسخ داد:
آهان...
بعله!
*مینا* یکشنبه 23 خرداد 1395 04:49 ق.ظ
وااا... مگه من با تو شوخی دارم؟!
واقعا نیومد دیگه

اینترنتم داشت قط و وصل میشد، بعد فرستاده نشد، بعدشم پاک شد!
هعی...

تقصیر خودم بود!
حالا مهم نیس
اما حال ندارم دوباره بنویسمش
mohi پاسخ داد:
خب آخه یه حالتی نوشتی بودی که من شک کردم جدی هستی یا شوخی!

اشکالی نداره دیگه حالا....
فقط لطفا اگه اینطوری شد بهم نگید چون من بیشتر از شماها حرص میخورم!
مثلا اون روزم پریسا بهم میگه یه کامنت طولانی نوشته اما موقع فرستادن نمیدونم چی شده که متنش پاک شده!
*مینا* شنبه 22 خرداد 1395 07:10 ب.ظ
یه کامنت طولانی نوشتم ارسال نشد
.
.
.
تا من باشم دیگه کامنت طولانی ننویسم
mohi پاسخ داد:
جدی میگی نیومد؟؟؟؟
اخه چرا؟؟
یعنی چی نیومد؟؟؟

خب خوردخورد میفرستی...

مینا جدی گفتی اینو؟؟
یا داری شوخی میکنی؟
*مینا* شنبه 22 خرداد 1395 06:01 ق.ظ
به نظرم از بین این شکلا هیچ کدومشون نیستی! نمیدونم چرا
mohi پاسخ داد:
خب اینم نظریه!
شاید من زیادی خاصم تو هیشکدوم اینا نیستم!
پریسا شنبه 22 خرداد 1395 03:15 ق.ظ
اتفاقا از بین شکل های وب:
ببین خودِ خودِ خودتی...

چی شد؟!؟!
تا پای گفتن اون قضیه به اون یکی اومد وسط، یاد حساب و کتاب اون دنیا افتادی خواهر من؟!؟!
mohi پاسخ داد:
پریسا دست بردار!
خوشم نمیاد ازین حرفات!
دارم کاملا جدی میگم!
خون منو به جوش نیار!
من قبل از اونم میگفتم نمیگم و همچنین میگفتم حق نداری اونو به کسی بگی!
و فقط روی یه مورد اصرار میکردم بهم بگی که تو هم نگفتی که تازه اگرم میگفتی مقصرش خودت بودی نه من !

یکی مث مینا میگه هیشکدوم به من نمیخوره یکی هم مث تو تاکید اکید داره که اونا منم!
عجبا!
پاییز شنبه 22 خرداد 1395 01:13 ق.ظ
انقد که تو پستات رمزی حرف میزنی خب!!
mohi پاسخ داد:
آهان!
از اون لحاظ
پریسا جمعه 21 خرداد 1395 11:55 ب.ظ
باید یه شکلک دیگه هم بهش اضافه کنن..."زرنگ"
گفتی قبل از اینکه من بپرسم دوباره اصرار میکنی، که من دیگه زنگ نزنم...؟!

خوبه این همه توضیح دادم که نمیشه بگم...

اتفاقا اونی که بهم راز اون یکی رو گفته بود، گفت چون کاملا بهت اعتماد دارم بهت گفتم...
آخه خودش چند وقت قبل سر یه موضوعی کچلم کرد تا قضیه رو بهش بگم، ولی نمیشد، نگفتم و خیییییییلی ناراحت شد...
یادته که؟!

اه چقدر سخته مبهم حرف زدن...!

ببین یه کاری...
تو قضیه اون پست هات رو کامل به من بگو منم قضیه اون راز رو به تو و اون یکی قضیه رو هم به اون میگم...
نظرت؟
خسته شدم دیگه میای افشاگری...؟!؟
mohi پاسخ داد:
خخخخ
در زرنگ بودن من که شکی نیست!
عقل کل هم که هستم! به چه شود ترکیب همه ی اینا با هم !

پریسا؟؟؟؟
من دارم درست میبینم؟؟؟؟
تروخداااا
این حرفا از تو بعیده!
واقعا شاخام زد بیرون!
این حرفا حتی از من بعیده چه برسه به تو!
اینکه بخوایم همینجوری دل خوش کنک بیایم هرچی داریم رو کنیم!
یعنی چه خواهر من؟؟؟
اون دنیا صاحب اون رازا اومدن یقه تو گرفتن چی میخوای جوابشونو بدی وقتی میدونی که راضی نیستن؟؟؟؟
من یه بار ازین خریت ها مرتکب شدم اونم ناغافل! برای هفت جد و آبادم بسه!
جان من تو دیگه این حرفا رو نزن!
خیر سرم همیشه از تو به عنوان راز نگه دار یاد میکردم!
اگه تو بخوای همچین کاری رو بکنی و اگه اون روز به اصرار من راز یه نفر دیگه رو بهم میگفتی شخصا دیگه به سختی بهت اعتماد میکردم!
دیگه این حرفا رو نزنی هااااا بچه جان!
پریسا جمعه 21 خرداد 1395 10:49 ب.ظ
اون موضوع رو من خیلی دلم میخواست بگم!خصوصا به تو...
ولی راز یه نفر دیگه بود که به یه نفر دیگه گفته بود و در واقع خود من هم نباید میدونستم ولی بهم گفتن!
و واقعا نمیتونستم به تو بگم البته خیلی سخت بودا...
بعد هم تو ناراحت شدی ولی اصلا نه قهر کردی نه دعوا...
منم اگه نگی ناراحت میشم ولی نه قهر میکنم نه دعوا...
البته اگر بخوای و نتونی بگی ناراحت هم نمیشم
mohi پاسخ داد:
خوشم میاد خوب فهمیدی منظورم چی بود!
چرا دیگه.....حسابی من و فاطمه جر وا جرت کردیم که بگی! دیگه آخرش رسیده بود به یقه گرفتن و داد و هوار!
اتفاقا ناراحت نشدم! اعصابم خورد شد!
ناراحتیه چی آخه؟
من فقط بداخلاق شدم اونم از فوضولی!
اه!
دوباره یادش افتادم!
پری بخدا زنگ بزنی ، قبل اینکه تو بخوای اصرار کنی ، من باز شروع میکنم به اصرار که اون رازه رو بهم بگی!
اه!
دوباره یاد قیافه ی بهت زده ت افتادم!
من میخوام اونو بدونم!
پری!
بگو!
تروخدا!


من فوضولم!
خیلی!

+شماره ی 11 رو باید به شکله اضافه کرد : فوضول!
پریسا جمعه 21 خرداد 1395 10:21 ب.ظ
امروزم نشد بهت زنگ بزنم! دارم میمیرم از فضولی
راستی توی اون پست هم یه چیزایی نوشته بودی که من اصلا نفهمیدم میپرسم ازت حالا...

متنِ عاااااااااااااااااالی بود...خیلی !

به نظر من تو:
همیییییییییییییییشه 7
و
اغلب 2

اصلا این دوتا خودِ خودتی...
در مورد اینکه به 5 شباهت داری یا نه هم میتونی از دبیر فیزیکت سوال کنی...
mohi پاسخ داد:
امروز زهرا بهم گفت که پیامم رو به پری رسوندی؟ واسه همین من خودم امروز زنگ زدم که پیغام زهرا رو برسونم اما خب برنداشتین .....
حالا واسه چی از فوضولی مردی؟؟؟؟
به خاطر پیغام زهرا؟
پریسا به خدا هیچی نگفته هااا....هیچ چیز مهمی نیستااا

اگرم فوضولیت به خاطر سایر موارد و حرفای پستامه که شرمنده!
من هیچی شو بهت نمیگم!
اصرار نکن جون تو!
یادته یبار من بهت گیر دادم یه چیزی رو بهم بگی گفتی نمیتونی؟ و من هم بعد اینکه باهات دعوا کردم و قهر کردم ، تازه راضی شدم که نگی؟ پس تو هم مث من باشعور بازی در بیار و درکم کن که نگم!


کدوم پستمو میگی که بعضی چیزارو نفهمیدی؟؟؟

متن عالی بود؟
قبول ، گریه ت واسه چیه دیگه؟؟؟؟


خخخخخ....
شماره ی دو وهفت اعداد مشترک همه تون بود!
یه نظر خصوصی دیگه م داشتم که اونم گفته بود دو و هفت!
عجب!



خخخخخ....
از دبیر فیزیک بپرسم که میگه شماره شیش! موذی!
حالا یجوری میگی انگار خودش خیلی مظلومه! والا ....

قیافه ی آدمک شماره ی هفت یه حالتیه!
یه بار دیگه نگاهش کن!
خیلی مرموزه! خیلی هم موزماره!
جدا ؟
بیشتر بهش میاد که آدم آب زیرکاه باشه تا شیطون!
پاییز جمعه 21 خرداد 1395 08:57 ب.ظ
2-6-7



به نظرم اصلا هم 3 و 5 نیستی!!

چ جالب.... خاطره امروزتو دوس داشتم....
mohi پاسخ داد:
دو و هفت قبول اما من کجام به شیش میخوره ؟؟
خودمم میدونم سه و پنج اصن به من نمیخوره اما خب دوسشون داشتم دیگه....

ممنونم
زهرا جمعه 21 خرداد 1395 02:46 ب.ظ
به نظرم همش به تو میخوره جز 1و4و 5و8و10 .
آخیییی چه بابایی .
آفنر, منم تصمیم داشتم از شنبه شروع کنم.

خدایی شعره قشنگ بود.
mohi پاسخ داد:
ایول
همه خوبا رو گذاشتی کنار واسه من

ایشالا این شنبه ای که میگیم واقعا واقعنی همین فردا باشه

یعنی شماره شیش هستم؟
یعنی تو داری میگی من موذی هستم؟؟؟
دستم بهت برسه من!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.