یکشنبه 13 تیر 1395  02:27 ق.ظ    ویرایش: سه شنبه 16 شهریور 1395 11:53 ب.ظ
توسط: mohi

واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای چه شبی بود امشب!!!!!!!!!!
چه شبی بود!!!!!!!!!!!
بازی آلمان- ایتالیا
تا ضربات پنالتی که رفت هیییییییییییییچ ، حالا مگه ضربه پنالتی هاشم تموم میشد؟؟؟؟ طولانی شده بوداااا....
وباورم نمیشه که امیر اینقدر آلمانو دوست داشته باشه که بخاطرش اشک بریزه! که بخاطرش برگرده بگه خدا جون منو بگیر اما آلمان بره بالا! و اینقدر عاشق نویر باشه که بگه اگه دختر داشتم میدادم بهش! البته منم گفتم چرا دخترت حالا؟ مگه خواهرت مرده؟ تو منو ببر اونجا خودم زنش میشم! حالا انگار اونم وایساده که بیاد منو یا دختر امیرو بگیره!   انگار الکیه!
جوری اون لحظات امام زمانو و خدا و ....رو صدا میزد که خداییش اگه تو زندگی عادیشم اینجوری خدا رو صدا میزد به هرچی میخواست میرسید!
چی بگم والا.....!!!!
عاشقه دیگه!
البته منم قلبم تو دهنم بود!
منم عاشق آلمان شدم اما خب همه ش بخاطر امیره!


+بازی یک - یک بود بعد همینجوری موند تا رفت وقت اضافه بازم موند تا رفت پنالتی!
گل اول رو تو  نیمه دوم بازی  آلمان زد....
اونو کاری ندارم
اما گلی که ایتالیا زد به خاطر خطای هندی بود که یکی از بازیکنای آلمان (بواتنگ ) انجام داد و بخاطر خطای هندشم ایتالیا یه ضربه ی پنالتی زد و گل کرد و مساوی شدند!
به قول گزارشکر همین الانم کلی جوک درباره ی اون بدبخت اومده بیرون!
آخه هندش خیلی ضایع بود!
دستاشو اینقدر بالا برده بود که انگار داره والیبال بازی میکنه! انگار داره دعا میکنه! خلاصه اینقدر دستاش بالا بود که توپ خورد بهش!


خداروشکر پرتغالم که بازیش رو اونشب برد....



++ دلم تنگه....
اما...
امشبم شانسی خونه بودیم و افطاری دعوت نشدیم....البته اگه دعوت هم میشدیم امیر باهامون نمیومد تا بمونه و فوتبالشو ببینه
این چند وقته یا خونه ی خاله دایی ها افطاری و شام بودیم یا اونا خونه ی ما...
خب من چیکار کنم؟
صبحا بیدارمااااا.....
یعنی برنامه خوابم کامل عوض شده!
آدم شدم!
مث آدم شبا رو میخوابم صبح ساعت یازده دیگه بلند میشم...
اما خب ساعت یازده که نمیشه انجامش بدم...صبحه! مردم خوابیدن!
خب پس من چیکار کنم؟؟؟
دلم تنگه...
هعععییییییی.....


+++آخ جون فردا شب خونه دایی ابوالفضلم دعوتیم...
دستپخت این زن داییم حرف نداره!
تازه اونجا حسین و ارشیا و نگار و نیلوفر و هستی هم هستن!
کلی باهاشون بازی میکنم!

 

   


Сommεƞt()  
دختری از نسل انتظار
شنبه 13 شهریور 1395 02:26 ب.ظ
ام ببخشدا یه سوال

چند سالته؟
پاسخ mohi : متولد 30آبان 1377 هستم...
فک میکنم هجدهم تموم بشه!
همیشه تو سن گفتن شک میکنم ، الانم نمیدونم میرم تو هجده یا هجدهم تموم میشه!
محدثه
دوشنبه 21 تیر 1395 02:21 ب.ظ
البته منم گفتم چرا دخترات حالا؟نگه خواهرت مرده؟تو منو ببر اونجا من خودم زنش میشم!
وای محی مردم از خنده خیلی باحال بود دیونه
اصن این پستت خیلی خنده دار بود
پاسخ mohi : خخخ...
چی بگم والا!
از ته دلم خوشحالم که خوشت اومده از پستم!
*مینا*
چهارشنبه 16 تیر 1395 11:24 ب.ظ
اینا اسم بچه های داییته یا خاله؟
خیلی قشنگه اسماشون


مخصوصا من اسم نیلوفرو خیلی دوس دارم احتمالا اسم دخترمه
ارشیا هم اسم پسر فائزه س...
اسم پسر خودمم نمیگم! چون دوس ندارم کسی اسم پسرمو بذاره رو بچه ش...
تو فامیل هم اگه کسی قبل از من روبچه ش اون اسمو بذاره، کلا باهاشون قطع رابطه میکنم
خیلی جدی!

پاسخ mohi : واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
مگه حالا اسم پسرت چیه؟؟؟

حسین اسم پسرداییمه
ارشیا اسم پسرخالمه
نیلوفر و نگار اسم دخترای اون یکی خالمه
هستی اسم دختر اون یکی داییمه
منم که دختر مامانمم
*مینا*
چهارشنبه 16 تیر 1395 11:21 ب.ظ
اه اه اه اه اه
چقدددد از تیم پرتغال خوشم "نمیاد"!!

به نظرم تا اینجاشم همین جوری الکی اومده...
واقعا الکی... شانسی!

این رونالدو هم اصن خوب بازی نکرد...
خیلی بهتر از اینا میتونست بازی کنه...
پاسخ mohi : یاخدا
حالا چرا عصبانی میشی؟؟؟

اصن اومد بالا که اومد!
فدا سرت!
*مینا*
چهارشنبه 16 تیر 1395 11:17 ب.ظ
وااای!!
نه دیگه انصافا ندیده بودم کسی انقد تیم ملی یه کشور دیگه رو دوس داشته باشه!!
جون منو بگیر اما آلمان بره بالا؟؟؟؟؟؟
دخترمو میدم بهش؟؟؟
حالا اون وسط فکر ازدواج دخترشه؟؟
من اصن نمیدونستم نویر مجرده!

اما اون خطای هند خیلی مسخره بود...
به نظرم گلی ارزش داره که به خاطرش زحمت کشیده شده باشه...
کلا پنالتی ها رو قبول ندارم!
ولی 9 تا پنالتی خیییییییلی زیاااااده!!
پاسخ mohi : خخخخخخخ.....
همونو بگو!
وسط فوتبال نگران ازدواج دخترشه!


آره واقعا!
منم موافقم!
گلی که بخاطر پنالتی باشه مخصوصا یه پنالتی الکی خیلی بی مزه و بی ارزشه!

تازه نه تا هر تیمی زد!
فک کن در کل هجده تا صحنه ی پنالتی حساس از جلو چشات رد شه!
سارا
چهارشنبه 16 تیر 1395 11:31 ق.ظ
وایییب اصلا از بازی المان ایتالیا حرف نزن
قلبم اومده بوده تو دهنم
اصلا سکته زدم
ولی واقعا بد بازی کردن
خب خدا رو شکر که بردن منم خبلی خوشحال شدم

پ.ن
البته اهل فوتبال نیستم ولی این و دیگه نگاه کردم
پاسخ mohi : منم اهل فوتبال نیستم فقط اون حساس هاشو نیگا میکنم!


زهرا
سه شنبه 15 تیر 1395 03:07 ق.ظ
خخخخ ایول تیکه اول خیییییلی باحال بود محی.
خییییلی خندیدم, دمت گرم.

چیزی ندارم بگم چون بازیو ندیدم.
خوش باشی عزیزم .
پاسخ mohi : خب منم چیزی ندارم بگم خوش خنده خانم
Mr.S
دوشنبه 14 تیر 1395 11:58 ب.ظ
یه جوری نوشتی بازی میكنم باهاشون فكر كردم بچه دو ساله ای
پاسخ mohi : خخخخ...
نه اونا اتفاقا دو ساله هستن...
آخه خیلی با نمکن! ناخودآگاه پیششون که باشی ها سنتو فراموش میکنی و تو هم میشی بچه!
پاییز
دوشنبه 14 تیر 1395 02:37 ق.ظ
چه بامزه واسه فوتبال ذوق میکنین
پاسخ mohi : خخخخ
y
دوشنبه 14 تیر 1395 01:46 ق.ظ
راستی گفتی دفتر اتیش نزنم؟
نمیشه:)
اخه وقتی خاطره های بد میسوزند ادم احساس میکنه اون روزها رو از زندگی حذف کرده
پاسخ mohi : خب این حسِ توئه!
من اگه آتیش بزنم دفترخاطراتمو حس میکنم الکی وقتمو هدر دادم واسه نوشتنشون! و همچنین کلی خودکار و کاغذ!
y
دوشنبه 14 تیر 1395 01:42 ق.ظ
من هنوز جغدم شب بیدارم
صبح خوابم
پاسخ mohi : من خوشبختانه تونستم این عادت جغد بودنو ترکش کنم!
حس خوبیه صبحا بیدار شی! اینجوری انگار کلی وقت داری!
سارا
دوشنبه 14 تیر 1395 12:21 ق.ظ
سلام چه عججججججب...من خودم اسپانیا رو دوس دارم ولی به خاطر شش تایی های آلمان به برزیل اون تیم دوممه از قول من به داداشت بگوایشالاه همیشه به خوشی،به عاشقی....
پاسخ mohi : خخخخ...
شیش تای آلمان به برزیلو که نگووووو....اونشب رسما داداشم از ذوقش خودشو آتیش زد!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

دیــــوونه بازیام...!