پنجشنبه 9 دی 1395  01:59 ب.ظ    ویرایش: پنجشنبه 9 دی 1395 10:56 ب.ظ
توسط: mohi

اصلی ترین دلیلم که دیگه نمیام پست بذارم اینه که.....
خب هر سال اکثر پست هایی که میذاشتم یه ربطی به کلاس زیستم پیدا میکرد و من میخواستم که اون خاطره ثبت بشه....
مثلا یه اتفاقی تو کلاس زیستمون میوفتاد یا آزمایشگاه میرفتیم یا.....هر چی بود مربوط به معلمم میشد!
اما خب امسال که دیگه معلم ما نیست هرچند که هنوزم پیشش میرم (عمرا ولش کنم ) ولی خب اتفاقات سر کلاس یه چیز دیگه س!


همین...


+من هنوزم بعد سه ماه نتونستم کنار بیام که ایشون دیگه معلمِ من نیستن!

++هه...
امتحان ترم بعدیمون زیسته!
چه با انگیزه درس میخونم من!
حالا مثلا بشم 17 یا 18 یا 19 یا اصن 20 چه فرقی داره؟ نه؟

+++برخلاف هر سال ، یک دی ماه بی خاطره رو خواهم گذراند...
دی ماهی که همیشه دوسش داشتم اما....

   


Сommεƞt()  
یه دوست
جمعه 24 دی 1395 03:14 ب.ظ
می دونی مشکل ماها جیه؟!! اینه که تو زمانی که داریم وقتمون رو تلف می کنیم هی با خودمون میگیم وقت داریم اما به محض این که میشینیم پای درس تازه یادمون میوفته که وقتمون کمه هی با خودمون میگیم نکنه دیره ؟!!!
اما به این چیزی که می خوام بگم خوب فک کن.. وقتی خدا بهت توجه داشته تو به خودت اومدی و چن روزه که داری می خونی یعنی خدا هنوز از تو نا امید نیس ما کی باشیم که بگیم دیره یا نه .؟ و قتی خدای به اون بزرگی که همه چیز به دست اونه هنوز به تو امید داره؟؟؟؟
پاسخ mohi : چقدر حرفت قشنگ بود
اینکه خدا هنوز بهم امید داره که منو سر عقل آورده!

ممنون بخاطر کامنتت
یه دوست
سه شنبه 21 دی 1395 07:09 ب.ظ
سلام می دونی چرا انگیزه نداری؟ چون از اول راهت رو اشتباه انتخاب کردی... می خوندی برای این که معلم مورد علاقه ات بهت بگه آفرین؟!!! نه عزیزم ما انسان ها برای یه چیزی دیگه ای خلق شدیم یه هدف بزرگ برای خودت در نظر بگیر یه هدفی که انسانیت تو رو بالا ببره ... چه چیزی زیباتر از خدمت کردن به مردم و اون وقت که اونا آرزو عاقبت بخیری برات می کنن اون وقته که اون حس قشنگ درونت سرازیر میشه ... پس هدفت رو انتخاب کن انگیزه خودس میاد ودوباره شروع کن هنوز دیر نیس اگه بکوب بخونی و دست از تلاش نکشی مطمئن باش همین امسال قبولی چرا می خوای یه سال دیگه دست از تمام تفریحاتت بکشی و عمرت رو از دست بدی ؟!! اونم سال هایی که هیچ وقت تکرار نمیشه ..... این دفعه به جای این که به کسی قول بدی ترازت رو بهتر کنی به خدا قول بده....
پاسخ mohi : باور کن من خودمم خیلی کمک کردن به مردمو دوست دارم....اصن مگه میشه دوست نداشت؟
و به این چیزی که گفتی فکر کردم.....

نمیدونم ، به حرفات فکر کردم...
اون قسمتشو که امید دادی رو ممنونم....چون حس میکنم خیلی دیگه دیر شده! ولی دو سه روزه که دارم واقعا درس میخونم ....

در کل ممنونم....
*مینا*
دوشنبه 20 دی 1395 01:02 ق.ظ
فرق من و تو این بود که تو از همون اول با ناامیدی امسالو شروع کردی و من با تلاش برای امیدوار بودن به آینده!


اما الان فک نمیکنم وضعیتمون فرقی داشته باشه باهم
پاسخ mohi : آره .....
چی بگم والا؟!

ولی هنوزم خود خود خود خود خود خانوم بیان معلم زیست منه!
*مینا*
سه شنبه 14 دی 1395 05:04 ب.ظ
اصلا حس زیست ندارم
به زور برا امتحان خوندم!!

دقیقا برای منم دیگه اهمیتی نداره نمره امتحانم چند بشه!
سالای قبل نمره زیستم اگه کم میشد، خودم خیلی ناراحت میشدم و افسوس میخوردم که بلد بودم چرا بی دقتی کردم!

اما الان انقدر برام مهم نیس که حتی 10 رو به 20 ترجیح میدم!!

بالاخره فرق تدریس 2تا معلم متفاااااااوت باید یه جای مشخص بشه دیگه!

فک میکردم با گذشت زمان کنار میام با معلم جدید
اما هر روز که میگذره بیشتر حسرت گذشته رو میخورم
پاسخ mohi : مینا باورت میشه که من! منی که عشقم زیست بود تازه شب قبل امتحان ساعت ده شب شروع کردم درس خوندن؟ حالم از فصلاش بهم میخورد...تازه وقتی خوابم گرفت قشنگ گرفتم خوابیدم و فصل سه و چهارم و نصف پنج مونده بود! ولی با خیال راحت خوابیدم.....خیال راحت (:
گفتم اصن بیست بشم مگه خانوم بیانی هست که بالای برگه م بنویسه " آفرین عزیزم " ؟؟؟
سر جلسه م هر سوالیو هرچی اومد نوشتم....
رو مسئله هه هم اصن فکر نکردمو برگه مو دادم اومدم بیرون....

خوبه....
خوبه که داری کم کم درکم میکنی!

امروز رفتم وبلاگ قبلیم....
تو همه ی پستام نوشته بودم که " امروز زنگ زیست فوق العاده بود....امروز عالی بود....امروز قشنگ ترین روز عمرم بود ....امروز اینجور امروز اونجور....خدایا شکرت و..."
اما امسال....هه!
واقعا فقط دعا میکنم زودتر زنگ بخوره....
دعا میکنم تعطیلیا بخوره به شنبه که دو زنگ زیستمون بره!


هععععیییی.....
خوبه که حرفمو میفهمی....
زهرا
یکشنبه 12 دی 1395 08:15 ب.ظ
اوهوم دی ماه خوبی نیس…
پاسخ mohi : من عاشق دی ماه بودم.....عاشق!
ولی خب امسال اینجوری شد!
شرقی غربی
جمعه 10 دی 1395 11:57 ب.ظ
اورین
پاسخ mohi : خخخ...
شرقی غربی
پنجشنبه 9 دی 1395 09:52 ب.ظ
حیف شد که من وبلاگتو دوس داشتم با خاطراتتو
چند وقت یکبارم سر میزدم تو این مدت ببینم برگشتی یا خیر
پاسخ mohi : ممنونم...
هنوزم اگر چیز جالبی باشه میام مینویسم....
ولی سر میزنم به اینجا ، قرار نیس کلا ولش کنم....
سارا؟؟
پنجشنبه 9 دی 1395 03:37 ب.ظ
سلام....نمیتونم خودمو جای تو بذارم و الکی بگم
'ولش کن..بچسب به درست'
چون تا حالا همچین علاقه شدیدی نسبت به یه معلم نداشتم فقط تمام تلاشتو بکن مهم نیس تو چه زمینه ای!!!!فقط بخواه
پاسخ mohi : خخخ...
ممنونم کلا....

تعجب میکنم از اینکه هنوزم کسی سر میزنه به اینجا و نظرم میذاره!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

دیــــوونه بازیام...!