شارژ ایرانسل

فال حافظ

 

پنجشنبه 2 شهریور 1396

ساعت 3 شب



هوس کردم برگردم به اون روزی که لباس صورتی اول ابتداییم رو پوشیدم و خواستم برم مدرسه مامانم باهام اومد و دوربین اورد عکس بندازه یادم نمیاد که چرا اخمام تو هم بود اون روز ولی هرچی مامانم میگفت نگاه به دوربین کن عکس بندازم نگاه نمیکردم و میگفتم عکس نمیخام! الان دارم حسرتسو میخورم که چرا اخه عکس ننداختم؟؟ چرا باید از اون روز فقط و فقط دوتا عکس داشته باشم اونم با اخمای تو هم رفته؟؟ هووووففف من نیمه دومی ام چققققققققدر سر نیمه دومی بودنم گریه میکردم ! اون موقع ها همه ش غر میزدم که من هفت سالمه چرا نباید برم مدرسه و مامانم میگفت چون نیمه دومی هستی و منم اون موقع نمیفهمیدم یعنی چی! بعد که ازش میپرسیدم یعنی چی میگفت یعنی اینکه سه ماه دیر تر بدنیا اومدی وگرنه میتونستی بری مدرسه خنده داره ولی فکر میکردم منظورش اینه چون عقب مونده هستم نمیتونم برم مدرسه و تا یکی دو سال به بقیه هم میگفتم من سه ماه عقب مونده م !!!
+ الان یادم اومد چرا روز اول مدرسه هام بداخلاق بودم چونکه دوست بابام از مسافرت برامون سوغاتی اورده بود و سوغاتی من یه جفت کفش تمام مشکی ساده بود!!! البته کفش نبود ولی کتونی هم نبود ولی هرچی که بود من اصلا از اونا خوشم نمیومد!!!! ولی مامان بابام میگفتن نوعه و حیفه و اسرافه و همینو بپوش و خیلیا همینم ندارن و یه چن وقت بپوش بعدن برات هر کفشی خاستیم میگیریم و این حرفا اما من متنفر بودم از اون رنگ سیاه لعنتیه کفشام حتی خجالتم میکشیدم تو مدرسه! عوضش همین دوست بابام یه سوغاتی دیگه م اورده بود برا من : یه کاپشن سرمه ای خوش رنگ که توش ستاره های سفید بود و دور کلاه کاپشته ازین پنبه های سفید نرم بود که خیلی خوشگلش کرده بود ، هر چقد ازون کفشه بدم میومد در عوض عاشق اون کاپشنه بودم! البته سه چهار سال پیش که رفته بودم خونه رفیق فاب چندین و چند ساله م که خونه شون تنها یه کوچه باهامون فاصله داره ، یه فیلمی از روز اول ابتداییم نشونم داد که خودم ازش خبر نداشتم ! مثل اینکه مامانش دوربین اورده بوده اون روز رو تو کلاس ثبت کنه که از قضا منم توش افتاده بودم ، نه تنها افتاده بودم بلکه یه جاش با اعتماد به سقف دستمو بلند میکنم میرم جلو تخته و خودمو معرفی میکنم و قرآن میخونم ! و وقتی سه چهار سال پیش اون فیلمو دوستم نشونم داد نمیدونین چه حالی بودم! چه حال خوبی بودم! و چقدر اون محدثه رو دوس دارم که تو تمام دوران مدرسه ش جزو سه نفر برتر مدرسه بود ولی از سوم دبیرستان گند خورد به خودم و افکارم و درس خوندنم!!! من انقدر عاشق درس خوندن بودم که وقتی بخاطر نیمه دومی بودنم نتونستم برم مدرسه و مجبور شدم یک سال وایستم ، تو خونه از بس گریه کردم مامان بابام بهم خوندن و نوشتن کامل و جمع و تفریق ساده رو یاد داده بودن ! الان که بزرگ شدم اون کفشای سیاه درسته که بخاطر رنگش مناسب بچه ها نیست ولی بنظرم اتفاقا خیلی خوشگله! نمیدونم چرا اون موقع ها انقد متنفر بودم ازشون ولی الان دلم برا اون کفشا میسوزع اگه میتونستم پیداشون میکردم ازشون معذرت خواهی میکردم که انقد اذیتشون کردم تا زود خراب بشن من کفش نو بخرم )))):
کفشای تمام مشکی ساده ازتون عذر میخام ))):
اقا... اقااااا.... اقا من دارم گریه میکنم!
 من دلم هوس بچگی هامو کرده!
 اقااااا هوس اون سرسره ی ته حیاط مدرسه مونو کرده که شعبانی ( نماینده ی کلاس مون و عزیز دور دونه ی مدرسه چون پدرش تو اموزش پرورش یه پستی داشت و همه معلمامون دخترشو تحویل میگرفتن ) و شقایق (که تپل بود و بواسطه ی همین تپل بودنش به بچه ها زور میگفت البته بعدن که بزرگ شد مهربون شد ) نمیذاشتن بقیه سوار بشن و فقط خودشون استفاده میکردن و درصورت گرفتن خوراکی یا پولی چیزی میزاشتن تو هم بری رو سرسره ))): اون موقع ها پایین دفترهای مشق مون مهر آفرین و صدافرین و هزار افرین و این چیزا میزدن همیشه سر اینکه کدوم یکی از بچه ها مهر بزنه دعوا بود چون همه مون دوست داشتیم بریم کنار معلم وایستیم و با اشاره اون که یعنی مهر بزن ، مهرو بزنیم تو جوهر و بکوبیم پایین دفتر بچه ها معمولا معلم مون این کارو میداد به بالاترین نمره ی املامون ( بخاطر همین من تقریبا زیاد این پست و مقام نصیبم میشد ) اما معلم مون یواشکی پارتی بازی هم میکرد و میداد به اون شعبانی که بزنه درصورتیکه اون اصصصلا درسخون نبود و من چققققدر ازش بدم میومد که باید بخاطر اون قانون کلاس شکسته بشه معلم اول ابتدایی ثابتی نداشتم من .
یکبار یه خانمی اومد که بعد یکی دو هفته رفت و خبری نشد بعدش یه خانم دیگه اومد که اونم عوضش کردن ://
بعد حدود یکی دوماه معلم ثابت مون پیداش شد دو تا دختر دوقلو هم داشت چقدر ما بچه های کلاس ذوق میکردیم وقتی دوقلوهاشو میاورد مدرسه (((:
++شاید پستم برا بعضیا خسته کننده باشه اما من نوشتم که این خاطراتم بمونه و یادم نره ): گرچه به یاد موندنش تلخی بیشتری داره چون همه ش همراه با حسرته و هوس اون روزها !


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
*مینا* سه شنبه 18 مهر 1396 12:31 ب.ظ
راستی این یکی مینا کیه؟؟
mohi پاسخ داد:
گفتم قبلا بهت دیگه
یه دوست مجازیه و پشت کنکوری و تجربی
*مینا* یکشنبه 26 شهریور 1396 03:56 ب.ظ
راستی این یکی مینا کیه؟؟
mohi پاسخ داد:
یه دوست مجازیه و پشت کنکوری شد امسال مث خودم
*مینا* یکشنبه 26 شهریور 1396 03:55 ب.ظ
چقد قشنگ بود
چقد شیرین و دلنشین بود خاطراتی که توی این پست ثبت شده
ما به جاش کلی عکس داریم از هر سال مدرسمون!
تازه از اول ابتدایی چن تیکه فیلم داریم که الان که نگاه میکنیم می بینیم چه کساااایی تو کلاس یا تو مدرسمون بودن که اون موقع نمیدونستیم!! بعدا وقتی راهنمایی یا دبیرستان بودیم تازه باهاشون دوست شدیم
mohi پاسخ داد:
چشات قشنگ میخونه

خخخ چه جالب
ولی من حاظه م قویه و یادم مونده بود که کیا تو کلاسم بودن
شنبه 25 شهریور 1396 08:27 ق.ظ
یه سوال همه رشته ها تکمیل طرفیت داره؟
mohi پاسخ داد:
خبر ندارم
باید وایسی تا دفترچه انتخاب رشته ش بیاد
فکر کنم الانا دیگه بیاد
گوش به زنگش باش
ح.ط جمعه 24 شهریور 1396 08:12 ب.ظ
سلام
آبجی الان سرکارم داشتم چایی میخوردم دیدم تاکی خدای گفت چند ساعتی نتیجه کنکور مشخص شده.
ایشالا قبول شوی اگرم نشده باشی حتما حکمتی توشه.
بیا بگو چی شده دیگه...
منتظر میان هستم.
در پناه خدا
mohi پاسخ داد:
بله حتما حکمتی توشه

در پناه خدا
شنبه 18 شهریور 1396 11:36 ب.ظ
یه سوال اگه یه نفر یه رشته ای رو روزانه قبول بشه اونوقت تو تکمیل طرفیت که آبان ماه میاد هم ثبت نام کنه و قبول بشه اون تکمیل طرفیترو میتونه بره؟
mohi پاسخ داد:
ببین دقیق نمیدونم ولی تا جاییکه میدونم اگر روزانه قبول بشی و مهر هم بری دانشگاه ثبت نام کنی دیگه نمیتونی تکمیل ظرفیتو ثبت نام کنی
بازم میگم من اطلاع ندارم
حالا وایسا جوابا بیاد اگر روزانه چیز دلخواهتو قبول شدی که دیگه نیاز نیست بری تکمیل ظرفیت اما اگر چیز دلخواهی قبول نشدی برو از افراد واقعا آگاه پرس و جو کن و همین سوالتو بپرس

ولی میدونی دیگه که تکمیل ظرفیتم پولیه؟ البته پولش مثل مازاد زیاد نیست ، پول تکمیل ظرفیت کمه
شرقی غربی جمعه 17 شهریور 1396 12:17 ب.ظ
انشالاه که قبول شی
mohi پاسخ داد:
ایشالااااا
sima جمعه 17 شهریور 1396 10:25 ق.ظ
سلام دوست عزیز
اتفاقی وبتونو خوندم
براتون آرزوی موفقیت میکنم
کنکور حساب کتاب دقیق نداره انشالله قبول میشی توکل به خدا
از لحظه لدت ببر
برو سینما
سعی کن این چند وقت مونده به اعلام نتایج خوش بگذرونی
با شروع دانشگاه وقتت کمتر میشه
mohi پاسخ داد:
سلام سیما جان
ممنون از نظرت
آره ایشالا که قبول بشم
اره این چن وقته خوب گذشته بهم خداروشکر
میم پنجشنبه 16 شهریور 1396 08:13 ب.ظ
واییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
من نمیدونستم طرفیت مازاد هزینه داره
الانم انتخاب کردم اگه قبول شم نمیتونم برم یعنی برای هزینش مشکل دارم
حالا چی کار کنم
mohi پاسخ داد:
اوه!
خب چرا انتخاب کردی بدون تحقیق؟؟؟
برو دعا دعا کن مازاد قبول نشی و یه چیز دیگه در بیای
البته اگر در اومدی و هیچ جوره هزینه شو نداشتی که بری اشکالی نداره میتونی بمونی برای سال بعد چون مازاد ها با اینکه جزو روزانه ها حساب میشن ولی اگه قبول بشی و نری ازکنکور سال بعدت محروم نمیشی


خدایی نکرده مازاد شهرهای دیگه غیر شهر خودت رو که نزدی؟؟؟؟؟
چون مازاد ها خوابگاه ندارن!
ببین اینجوری بهت بگم مازاد همون پردیس خود گردانه ولی فرقش اینه که مازاد ها دانشگاهشون با معمولیا یکیه ولی پردیسا دانشگاهشون جداست
میم چهارشنبه 15 شهریور 1396 06:36 ب.ظ
وایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
تکمیل طرفیتو از کجا باید بفهمیم تو سایت سنجش میزنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
میدونی تقریبا چه قد درمیاد طرفیت مازاد دولتی
mohi پاسخ داد:
بستگی به رشته ش داره هزینه ش
من پرستاری شو میدونم که سالی یعنی دوترمش میشه 4 و نیم ملیون
شما چه رشته ای مد نظرتونه؟

و اینکه هر وقت مهلت تکمیل ظرفیت بشه خودتون یه جوری خبر دار میشین
نگران نباشین فعلن زمانش نیست
اونجوری که خبرشو خوندم از 23 ابان زمان ثبت نام تکمیل ظرفیت هست تا 2 آذر

اگر مازاد هدفتونه باید بگم که زمانش گذشته
همون موقع انتخاب رشته کنکور سراسری باید مازاد هارو انتخاب میکردین
اما اگر تکمیل ظرفیت هدفتونه هنوز وقتش نشده

هزینه ی تکمیل ظرفیت از ظرفیت مازاد کمتره
معصومه چهارشنبه 15 شهریور 1396 12:58 ب.ظ
تچکرات فراوان mohi^_^
mohi پاسخ داد:
خواهش میکنم
معصومه چهارشنبه 15 شهریور 1396 04:44 ق.ظ
دیر؟؟؟؟؟!!!!!نه خواهر
تقریبا تکمیل ظرفیتو میدونم ولی از کجا باید مطلع شد؟
mohi پاسخ داد:
تکمبل ظرفیت زمانشو نمیدونم راستش
ولی هنوز وقتش نشده
حالا اگر فهمیدم توی پست اعلام میکنم
معصومه سه شنبه 14 شهریور 1396 07:25 ب.ظ
سلام :)
میگم محدثه این ظرفیت مازاد یعنی چی؟
مثلا یه ماه از انتخاب رشته میگذرهااا
mohi پاسخ داد:
ظرفیت مازاد دولتی یعنی پول میدی ولی تو همون کلاسی میشینی که بقیه عادیا نشستن و مدرک دولتی هم میگیری فقط یه کم پول دادی


ظرفیت مازاد دانشگاه ازاد هم همین معنیو میده مثلا اگه پرستاری مازاد ازاد رو زده باشی میری تو کلاس همونایی که ازاد زدن ولی ازاد عادی رو
اما فرقش اینه تو باید پول بیشتری نسبت به عادیای ازاد بدی

حالا دلیل اینکه باید پول بدی چیع؟ اینه که تو با رتبه ی بالاتری نسبت به بچه های عادی همون رشته داری اون رشته رو میخونی


نمیدونم منظورو تونستم برسونم یا نه

+به نظرت دیر نیست الان پرسیدن این سوال؟

البته یه تکمیل ظرفیت هم داریم که اون معنیش با ظرفیت مازاد فرق داره
محدثه چهارشنبه 8 شهریور 1396 11:28 ق.ظ
خدا روشکر که شاد وشنگولی
منم خوبم.
فقط یه ذره ادم سال کنکور خل بشه طبیعیه؟
خدا خودش دستمو بگیره .
فکر نمیکردم سال کنکور این طوری باشه


mohi پاسخ داد:
آره طبیعیه

فکر میکردی چجوری باشه مگه؟
لابد مث من و بقیه فکر میکردی همه ش میشینی تند تند درس میخونی ولی الان که توشی میبینی اونجوری که میخای پیش نمیری؟؟
پاییز سه شنبه 7 شهریور 1396 01:52 ب.ظ
یه کار خاصی...مثلا چه جور کاری؟
mohi پاسخ داد:
خخخخ نه حالا نترس ادم نکشتم
یه اشتباهی تو بچگیم انجام دادم برمیگشتم اونو انجام نمیدادم
محدثه سه شنبه 7 شهریور 1396 01:05 ب.ظ
سلام علیک
چه خبر محدثه؟
چیکارا میکنی؟
mohi پاسخ داد:
عهههههه سلام محدثه
غافل گیرم کردی دختر
ممنون خوبم
کار خاصی نمیکنم تا جواب نهایی کنکورم بیاد دارم کار با نرم افزار های اکسل و فتوشاپ و پاورپوینتو و وورد و این چیزارو یاد میگیرم ، باشگاه میرم ، با سیاه قلم نقاشی میکشم ، رمان میخونم ، فیلم میبینم و اهنگ میگوشم ،با دوستام میحرفم ، با هم قرار میزاریم میریم بیرون و خلاصه خوش میگذره
تو چطوری؟!
زهرا سه شنبه 7 شهریور 1396 10:00 ق.ظ
یا خدا!
۴صبح کارت تموم شده!!!
نقشه ی قتل داری میکشی؟! :|
mohi پاسخ داد:
خخخخخخخ
نه دیوونه
یه کاری بود دیگه
دارم درامد زایی میکنم
حالا بعدا مفصل تو پست هر وقت حسش بود توضیح میدم
سارا یکتا دوشنبه 6 شهریور 1396 08:04 ب.ظ
یه رفیق داشتم خارج کشور زندگی می‌کرد و کارشناس غذا بود. همش میگفت آدم نون‌خشک وطن رو بخوره ارزش داره تا مرغ کشور بیگانه!
یه روز اومد ایران و اومد خونه ما...
میوه گذاشتیم جلوش خورد دل درد گرفت و فهمید که روی میوه‌ها پارافین میزنن.
گفت شام بخورم خوب میشم... شام برنج هندی و قیمه گوشت برزیلی و مرغ هورمونی و ماست پالم‌دار خورد مسموم شد.
داشتیم میبردیمش بیمارستان تو ترافیک گیر کردیم و توی آلودگی هوا تنگی نفس گرفت.‌‌..خلاصه رسیدیم درمانگاه گفتن ببرید بیمارستان .
راه افتادیم و آدرس بلد نبودیم از مپ گوشی خواستیم کمک بگیریم که انقد سرعت نت پایین بود بالا نیومد...خلاصه رسیدیم بیمارستان و دکترا دگزا و استامینوفن دادن گفتن خوب میشه.
توی بیمارستان کیف و گوشیشو دزدیدن و اومدیم خونه.
فردا صبح پا شدیم دیدیم نیست و یه نامه گذاشته توش و نوشته ""گوه خوردم""
خدابیامرز توی سقوط توپولوف ایرانی که داشت میرفت آلمان سقوط کرد و مرد...
mohi پاسخ داد:
ایول خیلی خوب بود
زهرا یکشنبه 5 شهریور 1396 09:20 ب.ظ
محدثه چرا تلگرامتو دلیت اکانت کردی؟
از پریسا هم‌ سراغتو گرفتم خبر نداشت
نگرانت شدم
تونستی یه پیام بهم بده
mohi پاسخ داد:
نگرانی نداره اخه
تلگرامو پاک کردم همینجوری
وبلاگمو بیشتر دوس دارم
و اینکه این روزا درگیر یه سری کارا هستم که اصلا وقت نمیکنم هم بیام تلگرام هم وبلاگم
منم چون وبلاگمو بیشتر دوس داشتم ترجیح دادم تلگرامو خط بزنم

الانم که دادم نظرتو تایید میکنم ساعت چهار صبحه
تازه دست از کارم برداشتم
بعدا میگم چه کاری
Dark wich یکشنبه 5 شهریور 1396 02:04 ب.ظ
بسوزه پدر ع....... گور باباش :///
mohi پاسخ داد:
بسوزه پدر چی؟!!!
Dark wich یکشنبه 5 شهریور 1396 02:03 ب.ظ
هعیییی چه روزای اوجی داشتیم در عرض دوسال گند خورد بش://///
mohi پاسخ داد:
واقعاااااا
هعععیییی
اشکال نداره حالا
روزهای اوج بعدبمون نزدیکه ایشالا
Dark wich یکشنبه 5 شهریور 1396 02:02 ب.ظ
احساس میکنم فیلم رو گم کردم
mohi پاسخ داد:
وای نه تروخداااااااااا پیداش کن
من منتظر بودم برگردی قم بیام ازت بگیرم
Dark wich یکشنبه 5 شهریور 1396 02:01 ب.ظ
تو یه سال دیر رفتی من یه سال زود
mohi پاسخ داد:
کوفتت بشه خدایی
من یه سال زندگیمو عقبم
Dark wich یکشنبه 5 شهریور 1396 02:01 ب.ظ
وااای از عباسی و شعبانی و شقایق متنفرم بودمممممممم بفدشم اسمخانی اون اول بووود
mohi پاسخ داد:
اسم خانی که ارههههه
اون در درجه ی اول من ازش متنفر بودم
بعدش شعبانی و عباسی و شقایق رو متنفر بودم
Dark wich یکشنبه 5 شهریور 1396 01:59 ب.ظ
باورت میشه تا وسطای پست نمیدونستم راجب مدرسه ماست
mohi پاسخ داد:
خب اره چون اخرای پستم درباره مدرسه حرف زدم
اولاش درباره خودم بود بیشتر
Dark wich یکشنبه 5 شهریور 1396 01:58 ب.ظ
نه مامان مت فیلم رو نگرفته بود ولی مدرمو در اورد اونقد عکس گرف
mohi پاسخ داد:
وای چقد خندیدم از کامنتت که گفتی پدرتو در اورد بس که عکس گرفته قیافه ت دیدنی بوده اون موقع
پاییز شنبه 4 شهریور 1396 11:24 ب.ظ
من دوست ندارم برگردم به یه برهه زمانی
اما از نوع خاطره نوشتنم(اینکه زیاد مینویسم، هم در وب هم دفتر های شخصیم) معلومه ثبت کردنشون و دوست دارم! چون یادآوری شون رو دوست دارم...
اما برگشتن به یه دوره خاص...نه فکر نمیکنم حتی اگر بشه حاضر باشم برگردم.
+و اما بچگی...
بعضی خاطرات دوست داشتنیمون و دوست دارم. و خاطراتی مثل تبعیض هایی که معلما بین ما و بعضی بچه ها قائل میشدن رو اصلا دوست ندارم بهش فکر کنم!
برام دردناکه!
اما وقتایی که غرغر تاریخی ام میگیره، اونا رو هم یاد میکنم!
حالا غرغر تاریخی چیه؟!
اینکه به یاد یه خاطره غمگین یا تلخ یا بدرد نخور حرص بخورم و غصه بخورم و غرغر کنم!
حالا بعضیاش کمتر، بعضیا بیشتر!
mohi پاسخ داد:
خخخخخخ غر غر تاریخی

ولی من اگه بتونم برمیگردم بچگیم چون هم خاطرات خوبی داشتم هم اینکه یک کار خاصی رو هیچ وقت انجام نمیدادم هییییچ وقت!!!
Pardis جمعه 3 شهریور 1396 08:24 ب.ظ
برخلاف بیشتر آدما از کودکیم متنفرم و اصلا دوس ندارم برگردم به اون روزا
mohi پاسخ داد:
عه ...راستش نمیدونم چی بگم!
حتما دلیل مهمی داره اما
ایشالا آینده ی خوبی داشته باشی (((:
می نآ جمعه 3 شهریور 1396 09:06 ق.ظ
خوراست میگم دیگه والا
mohi پاسخ داد:
می نآ پنجشنبه 2 شهریور 1396 08:58 ب.ظ
پستاتوخوندم محدثه.
نه من انتخاب رشته نکردم موندم حتمیه.
نتیجه هاکی میاد؟
mohi پاسخ داد:
نتیجه ها شهریور میاد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
نمایش نظرات 1 تا 30