دیــــوونه بازیام...!

^________^

" شروع به نوشتن کنید که دنیا منتظر شماست..." پیغامیه که روی صفحه ای که پستمو مینویسم میاد ، با خودم میگم چه مسخره ! وبلاگ من حتی شاید به اندازه ی تعداد انگشتان یک دستم هم دنبال کننده ی دائمی نداره اونوقت چطور دنیا منتظرمه؟
 بی خیال محی
ساعت سه و نیم شب میخای پاچه ی میهن بلاگو بگیری حالا؟؟؟؟
هووووففف دارم روز شماری میکنم یه هفته بره جلو و جوابا اومده باشع فرقی نداره برام که کدوم یکی از 5 تا رشته ای که انتخاب کردمو قبول بشم چون همه شونو دوس دارم ، فقط قبول بشم بسه!
وای خدا ینی میشه؟؟؟
من که بعید میدونم مگر اینکه معجزه بشه که من با 28 هزار بیام مثلا پرستاری قبول بشم ))):
 اما ناامید نیستم شااااید شاااااید شااااااید قبول شدم


خیلی دوس دارم برم سینما فیلم تابستان داغ رو ببینم
 اما فکر نمیکنم فعلا این فیلم توی سینماهای قم اکران بشه


فاطمه ی B یه دو سه هفته ای مسافرت بود رفت اصفهان بعدشم شمال
 هم برام گز آردی اصفهان آورده هم کلوچه ی شمالو
 دست گلت درد نکنه رفیق همیشه با معرفت و ساده ی من!
 یه لبلوی آلبالویی و یه لبلوی توت فرنگی هم برام آورده ((((:


نمیدونم ظرف چند روز آینده چه اتفاقاتی برام میفته ولی حالم الان خوبه و خداروشکر میکنم
و نمیدونم هدفم از گذاشتن این پست چیه ولی گذاشتم ://
 و اینکه کیا بازی " کراش " رو قدیما تو پلی استیشن بازی کردن؟؟ من عااااااااااشق این بازی بودم!
الانم اندرویدش رو از بازار دانلود کردم بازی میکنم


 دو تا کتاب فوق العاده خوب هم معرفی میکنم : 1-گیرنده شناخته نشد از کاترین کرسمن تیلور 2- دوست بازیافته از فرد اولمن



طبقه بندی: دیوونه بازیام (خاطره ها و یادداشتام)،
[ جمعه 17 شهریور 1396 ] [ 03:03 ق.ظ ] [ mohi ] [ نظرات() ]