دیــــوونه بازیام...!

خداجون منی تو!


چقد نظر بی جواب!

کار دارم میرم بعدا میام جواب میدم


تراز اختصاصی 6300
تراز عمومی 4700
تراز کل 5900

+عمومی جان؟
هیچی...
من کاریت ندارم بخدا!
میدونم چون نخوندمت اینجوری شده!
قول میدم خیلی زود به وضع اسف بارت خاتمه بدم و یه دستی به سر و صورتت بکشم...

++من واقعا این دوهفته داغون بودم!
فقط دیشبو نشستم خاااص واسه آزمون خوندم ، اونم 12 ساعت!
5 تا از درسای اختصاصی تشریحی خوندم بدون تست....
توقع بهتر ازینارو هم از خودم نداشتم...

ولی به یکی قول دادم به زودی نزدیک هف هزار شم ....
یک عدد شخص خاص!
سر قولم بهش وفا دار می مونم و عملیش میکنم!


+++فردا امتحان ریاضی!
یا خدا.....



طبقه بندی: دیوونه بازیام (خاطره ها و یادداشتام)،
[ جمعه 21 آبان 1395 ] [ 04:01 ب.ظ ] [ mohi ] [ Сommεƞt() ]

آدم شو!

اوووومممم...
فک کنم من خونه نبودم ، تلویزیون از این برنامه های روانشناسی نوجوان جوانی چیزی گذاشته!
چون برگشتن بهم میگن ما ازت ترازتو نمی پرسیم! فقط بگو خودت رضایت داری یا نه؟
منم گفتم آری....واسه اینکه نگرانشون نکنم!
اما در واقع نه!
حقمه!
الان هم راضیم هم ناراضی!
راضیم چون هر وقت "به نظر خودم " تراز بدی میگیرم بدتر حریصانه تر درس میخونم و پیشرفت میکنم! واقعا حریصانه تر هاااا....
ناراضیم چون خب آدمم دیگه!
ولی واقعا محدثه این دو هفته رو چیکار کردی؟ هان؟ خودت بگو! کجا بودی؟ تو هپروت باز دوباره؟!
شاید خنده دار باشه اما من وسط برنامه ریزی درسیم مثلا بین دو ساعت شیمی و بعدش دو ساعت فیزیک مینویسم یک ساعت هم هپروت!
خیلی هپروتی ام! (:
نه جبرانش میکنم....
حدود ده ماه کلا مونده تا کنکور احمق جونم!
فقط ده ماه!


تراز این دفعه م شده 5950
تراز اختصاصی 6000 رند!
تراز عمومیم 5745


خدایی من دیشب خودمو کشتم و همه ی عمومیای آزمونو درست و حسابی خوندم البته فقط زبان فارسیم موند....
اما واقعا درست و حسابی هاااا....!!!!

اما اختصاصی واقعا هیچی نخوندم کل این دو هفته به جز آمار و فصل گوارش!

یواش یواش دارم از عمومیا میترسم!
چرا خب وقتی کار کردم اینجوری شد؟!

بی خیال....
من جبران میکنم!

امروز سر آزمون ...نه نه! بعد آزمون به پریسا گفتم دفعه بعدی هف هزار میشم!!!!!!!!
سر حرفم هستم ولی حالا نه دیگه هف هزار!

قول من به خودم : دفعه ی بعدی ترازم بالای 6300
قول!


+فردا امتحان زمین داریم!
ببینم چجوری میتونم اون زنگو بپیچونم برگردم خونه.....
حیف وقتمه بذارم سر این درس چرت و نچسب!
حداقل میام خونه میخوابم.....والا!

++زیست پایه رو این دفعه 100 درصد زدم! البته تراز خیلی پایینه هااا....هف هزاره....معلومه که همه این دفعه اینو خوب زدن!
اونوقت زیست پیشو 5 درصد!
نه بخدا نمیخوام تقصیر معلم جدیده بندازماااا....محدثه آدم شو! همین فقط!








طبقه بندی: دیوونه بازیام (خاطره ها و یادداشتام)،
[ جمعه 7 آبان 1395 ] [ 04:33 ب.ظ ] [ mohi ] [ Сommεƞt() ]

1 آبــــــــــان


تولدش مبارک (:



تولد فاطمه هم مبارک (:
الان رو پله های خونمون نشسته داره زبان میخونه....
فلشش رو داده براش یه چیزی بریزم...


مگه میشه تولد یکیو تبریک بگی بدون بوس و بغل؟!
خیلی بی مزه س اینجوری که!
شخص اول رو که ....متاسفانه نمیشه ، فاطمه رو هم که سرماخورده!


+چه روز خوبیه....
هم شنبه س و اول هفته ، هم اول ماه!
++امروز هم دوزنگ آخرو من و فاطمه پیچوندیم و اومدیم خونه...
ولی من دیگه این کارو نمیکنم! چون نمیتونم به کسی که به حرفم اعتماد میکنه دروغ بگم!
امروز همه ش عذاب وجدان باهام بود که چرا به ناظمی که به حرفم اعتماد داره ، به دروغ گفتم دلم درد میکنه!
حتما یه روزی میرم و راستشو بهش میگم!
بچه مثبت نیستم ولی....نمیتونم این مدلی هم دروغ بگم!
هرچند دروغم هیچ ضرری به اون نمیرسونه ولی دیگه این کارو نمیکنم!
میگردم دنبال یه راه بهتر برای فرار از زنگای بی فایده ای مث زمین شناسی!
+++سقوط آزاد! متنفرم ازت! ولی یادت میگیرم! هر طور شده! چون من فیزیک دوست دارم....آره دوست دارم!

نظرارو بعدا جواب میدم....



[ شنبه 1 آبان 1395 ] [ 05:59 ب.ظ ] [ mohi ] [ Сommεƞt() ]