شارژ ایرانسل

فال حافظ

 

پنجشنبه 20 مهر 1396

ساعت سه شب



دست از خوندن بر میدارم و یه سر میام وبلاگم
حورا جان و نارنجی جان یه جواب واقعا قانع کننده به پست قبلیم دادن ، تشکر از هر دو 
اجرشون با خدا

یاد ضرب المثل همسایه ها یاری کنید تا من شوهرداری کنم افتادم
همسایه ها یاری کنید تا من زیستمو بخونم 
البته الحق خوب جواب سوالامو میدین

یه چن تا سوال دیگه م دارم که دست همه تونو می بوسه
فقط چون سوال پرسیدنم معمولا مفصله و شیش ساعت توضیح میدم منظورم چیه ، بی خیالش میشم فعلن
فردا وقت شد میام میپرسم





چهارشنبه 19 مهر 1396

سوال؟!



مثال کتاب :
فرمانرو : جانوران
شاخه : طناب داران
رده : پستانداران
راسته : گوشت خواران
و ادمه ی رده بندیش


مثال خودم :
فرمانرو : جانوران
شاخه : طناب داران
رده : پرندگان
راسته : گوشت خواران ( مثل شاهین و عقاب و...)
و ادامه ی رده بندیش

خب حالا چرا اینارو میگم؟
چون توی کتاب ای کیو یه گزینه ای رو غلط گرفته که اون گزینه اینه : (( در نظام رده بندی جانداران ، هر جاندار گوشت خوار قطعا متعلق به راسته ی گوشت خواران است . ))
بعله این جمله ی بالا رو غلط گرفته و علتشو گفته که فقط پستانداران گوشت خوار متعلق به راسته ی گوشت خواران هستند و سایر جانداران گوشت خوار مثل گیاهان و بقیه ی جانوران گوشت خوار در راسته ی گوشت خواران قرار نمیگیرند.

ینی چی؟؟؟؟؟؟
این ینی چی؟؟؟؟؟
خب من مثال خودم در راسته ی گوشت خواران چیزهایی مثال زدم که پستاندار نیستن و پرنده ن ولی تو راسته ی گوشت خوارانن!
پس این ینی مثال من غلطه؟!
توجیهی که خودم میتونم پیدا کنم اینه که شاید واژه ی " راسته " فقط برای " پستانداران " استفاده میشه و بقیه مثل پرندگان و... برای رده بندی کردنشون واژه های خاص خودشونو دارن

کسی میتونه منو روشن کنه؟؟

+کامنتای پست قبلمو خوندم
فعلن وقت نکردم جواب بدم
ولی یه دنیا ممنون!
یه چهار پنج نفری چه توی کامنت خصوصی و چه عادی برام توضیح دادن

کلی براتون دعاهای خوب خوب کردم



شنبه 15 مهر 1396

روز خوب



روز دامپزشکو به همه مخصوصا داداشی خودم تبریک میگممممم
تولد بابام که هس!
به به!
بوی کیک هم تو خونه مون پیچیده!
جاتون خالی!!!


+من فکر میکردم کنکور تجربیا امسال یک تیر هست ولی فهمیدم هشت تیره! کلی ذوق مرگیدم!
از الان دارم جوری درس میخونم که اون آزمون جامعه ی کانونو بترکونماااا
ولی تف بهت آی کیو
تو هم مث خیلی کتابای دیگه تستای تالیفیت بعضی سوالاش البته بعضی سوالاش رو مخمه و نکته هایی توش میبینم که مطمعنم تو کتاب درسی نیست و تو کنکورم نمیاد!
حالا تف به خودم که پشت کنکوری شدم و نمیدونم سوالای زیستمو از کی بپرسم؟
مثلا تو همین آی کیو یه چیزی بود اینکه مژک های تریکودینا و دهان سلولیش در یک سمت قرار دارند
من با این جمله هه مشکل دارم چون درسته که دهان سلولیش فقط یک سمت تریکودینا قرار داره ، اما مژک هاش دور تا دور سلولو گرفته به شکل یک دایره! و نمیشه گفت در یک سمت قرار داره !
الان موندم من اشتباه میکنم یا کتابه!
من اشتباه میکنم؟ اخه مگه مژک هاش همون مو مانند هایی نیست که بالای سلوله و خار های اتصال دهنده ش هم همون مو مانند هاییه که پایینه سلوله و هر دوشون شکل یه دایره دور تا دور سلولو گرفتن
اگر کسی فهمید مشکل از منه یا کتابه بگه بهم


پنجشنبه 6 مهر 1396

چالش آب یخ



یه بطری شیشه ای آب یخ میذارم تو یخچال و هر وقت موقع درس خوندن فکرم میره سمت چیزی استرس آور و یا چیزای دیگه ، میرم میارم خالی میکنم رو سرم
بعدم هرهر واسه خودم میخندم
بعدم مث موش آب کشیده میرم سر درسم
فایده ش اینه که یه دفعه به خودم شوک وارد میکنم و از غرق شدن تو افکارم نجات میدادم
کنکوریا میتونن امتحان کنن شاید واسه اونام جواب داد
هرچه میریم سمت زمستون احتمال جواب دادن این روش بیشتره چون هوا سرد میشه و خالی کردن آب یخ ترسناک تر و درنتیجه افکار خودشون پر میکشن میرن از ذهن

+دختر معلم زیست سال چهارم مون ، امسال دومین کنکوری بود که داد و شنیدم که داروی اصفهان قبول شده
مبارکش بآشه
دلچسبه بعد یه سال زحمت به چیزی برسی که حقته
من بعد از ظهرا میرم باشگاه که سرحال بشم ، معلم تاریخ مون هم میاد اونجا ، ایشون بهم گفتن این خبرو و بعدشم گفتن ایشالا تو هم چیزی که دوست داری قبول بشی




دوشنبه 27 شهریور 1396

پشت کنکوری -9



اولین روزی که رسما به عنوان پشت کنکوری درس خوندم (:
روز خوبی بود
میدونین من هروقت برنامه میریختم شروعش از یه روز خاص بود مثلا اول هفته یا اول ماه یا حتی بعضا اول سال و همیشه مثلا میگفتم الان دو روز مونده تا اول هفته که برنامه مو شروع کنم اما اگر این دو روز رو پیش پیش برم استقبال برنامه م معلومه چقدر مردم (: اما همیشه نه تنها به استقبال برنامه م نمیرفتم بلکه حتی وقتی اون روز خاص میرسید هم انجامش نمیدادم (منظورم از همیشه فقط همین سال چهارمم هست وگرنه سال دوم و سومم تاحدودی درس خوندم)
من شنبه از مسافرتم برگشتم و یکشنبه همه کارا رو ردیف کردم برای استارت و برنامه مو ریختم برای روز اول مهر و یه ندایی از ته دلم بازم گفت اگه مردی پیش پیش برو استقبال برنامه ت و واینستا تا سه چهار روز دیگه و یه ندایی اندوهگین در جوابش گفت این تنبل طبق معمول حتی روز موعد هم شروع نمیکنه
خلاصه اون دوتا ندا همینجوری با هم حرف میزدن تا اینکه امروز صبح دهن همه شونو بستم و دستامو زدم به کمرم و پیش پیش رفتم استقبال برنامه ی یک مهرم ((((:
و امروز 5 ساعت درس خوندم
اگرچه که برنامه م از اول مهر روزانه ده ساعته هست (یعنی 8 تا یک ساعت و ربعه که میشه چهار تا یک ساعت و ربعه در صبح و چهار تا یک ساعت و ربعه از عصر به بعد )
بچه ها واقعا بخاطر کامنت هاتون ممنونم یه دنیا ، خودتون نمیدونین چه انرژی ای به من میدین
از امروز به بعد فقط پونزدهم هرماه سر میزنم وبم
اومدم کامنتاتونو دیدم خواستم برم عذاب وجدان یقه مو گرفت که حداقل تشکر کنم
این بود که پست امروزمو گذاشتم ولی از این به بعد فقط پونزدهم هر ماه وصل میشم به نت
منو یادتون نره

+خدا جونم مرسی
++تبریک به همه ی دوستام که قبول شدن


شنبه 25 شهریور 1396

مردود



قبول نشدم نه ازاد نه دولتی
خوشبختانه وقتی جواب هر دو اومد رفته بودیم باغ مادرجونم و سه چهار روزی اون جا بودیم و هم حال و هوای من بهتر شد هم مامان بابام
 دیشب که دوستم زنگ زد تا بهش شماره هامو بدم بره ببینه قبول شدم یا نه ، وقتی فهمیدم قبول نشدم و اومدم تو هال و جلوی همه گفتم قبول نشدم بغضم گرفت ولی فاطمه یه کم حالمو بهتر کرد بعدشم به عموم گفت بریم بیرون یه دور بزنیم؟! و رفتیم و بازم حال و هوام بهتر شد
خوش گذشت کنارعمه زهرام و فاطمه و امیر علی جونم
 حالا دیگه برمیگردم سر همون چیزی که خودم دوست داشتم : فیزیوتراپی
تمام تلاشمو میکنم امسال تا بهش برسم
دختر عموم فاطمه م امسال کنکوریه و تجربی از ته دلم دعا میکنم تا بتونه به خوبی از پس امسال بر بیاد
+ چه خوبه که فاطمه هم امسال کنکوریه میتونیم کلی بهم کمک کنیم و انگیزه بدیم
دیشب هم کلی کلی خندیدیم با هم و یه قصه ی غمناک خنده دار (!) تعریف کرد برام
و منم یه راز عجیب رو بهش گفتم رمز هر دو رو میزاریم mj
خخخخخ
 ساعت ده شب هم رفتیم با فاطمه سوار تاب شدیم و عالللللیییییی بود
1-دوید
2-برنامه میک آپ و ابروهای فاطمه
 3-فیلم بوکس و زیر نویس بوق و ....
طبق معمول یه سری چیزای خنده دار بین منو فاطمه رو رمزی نوشتم
فکر نمیکنم تا یه مدت بتونم بیام وبلاگم و پست بزارم و کامنتارو تایید کنم چون باید یه کمی دل مامان بابامو بدست بیارم پس کلن نت کامل تعطیله تا یه مدت بعدشم اگر بیام فقط یکی دوساعت در هفته
 راستی بچه ها جونم کامنتاتونو خوندم شرمنده واقعا الان نمیتونم جواب بدم فقط ممنون که به یادم هستین


دوشنبه 23 مرداد 1396

پشت کنکوری مجهول الآینده



انتخاب رشته مو کردم
فقط و فقط 5 تا رشته ی علوم آزمایشگاهی ، هوشبری ، مامایی ، اتاق عمل و پرستاری رو انتخاب کردم
و چون مامان بابام اجازه ی شهرهای دور رو ندادن فقط قم و کاشان و اراک و ساوه رو زدم
حالا از امروز به بعد دیگه معلوم نیست که مدت پشت کنکور موندنم به اندازه یک ماهه فقط و شهریور که جوابا اومد قبولم و تمومه همه چیز یا که نه پشت کنکور بودنم تا یکسال ادامه دار میشه!
حقیقتا برای من فرقی نداره!
چون حاضر نیستم به هر قیمتی برم دانشگاه (:

بقول یه مشاور انتخاب رشته ی خوب انتخاب رشته ایه که اگر قبول شدیم خوشحال باشیم از چیزی که قبول شدیم و اگر هم قبول نشدیم باز هم خوشحال باشیم
و واقعا حرفش خیلی قشنگه!
بر فرض من قبول بشم یه چیزی که دوست ندارم اونوقت واقعا چه خوشحالی ای نصیبم میشه؟
من الان اگر قبول نشم هم خوشحالم چون  مجبور نیستم برم یه رشته ای بخونم که دوسش ندارم!

+ یه چیزی هم تو وویس انگیزشی کنکوری ها بود گفتم بگم برای بقیه :
کی گفته تو تابستون 6 ساعت بخونی کافیه؟
کی گفته پنجشنبه ها و جمعه ها نباید درس خوند؟
این ها افکار عوامن ، شما خاص باشین و قانون شکنی کنین  و از قالب ها خارج بشین  (:
هر روز سعی کنین رکورد خودتون رو بشکنین حتی شده یک دقیقه بیشتر بخونین ، حتی شده یک تست بیشتر بزنین و حتی شده یک خط بیشتر بخونین اما با روز قبل متفاوت باشین (:
هر وقت خواستین کتابو ببندین با خودتون بگین باشه برو ولی فقط یه پاراگراف بیشتر بخون و دیگه برو ، باشه برو ولی فقط یک صفحه بیشتر بخون و برو ، باشه برو اما فقط یک دقیقه بیشتر بخون و بعد برو
اینجوری وقتی به اندازه ی یک دقیقه هم بیشترش میکنین خودتون احساس بهتری دارین (((:



یکشنبه 22 مرداد 1396

انتخاب رشته



تقریبا دیشب از ساعت نه شب تا سه و نیم شب درگیر تحقیق بودم
به یه سری نتایج خوب هم رسیدم!

من امسال انتخاب رشته میکنم
رشته های پرستاری ، هوشبری ، مامایی ، اتاق عمل ، علوم آزمایشگاهی خود قم و چند تا شهرستان اطراف مثل ساوه و اراک و کاشان رو انتخاب میکنم
میدونم رتبه م انقدر افتضاحه که احتمال قبولیم تقریبا صفره! ولی " تقریبا " صفره!
مثلا تو سایت کانون دیدم که پارسال یک نفر خوش شانس با رتبه ی 29 هزار منطقه دو در رشته ی علوم آزمایشگاهی اراک قبول شده! اونم عادی نه مازاد و پردیس!
منم امیدوار شدم خب!
همین رشته هارو دانشگاه آزاد قم هم انتخاب میکنم و باز هم میدونم که احتمال قبولیم خیلی کمه! اما میکنم دیگه خدارو چه دیدی شاید منم خوش شانس بودم!

رشته ی پرستاری تا دکترا امکان ادامه تحصیل داره
هوشبری فقط میشه لیسانس گرفت و به بالاتر نداره ولی میشع ارشد رشته های دیگر رو گرفت که اخر پستم توضیح میدم
مامایی هم که میشه تا دکترا خوند
اتاق عمل تا فوق لیسانس میشه خوند
علوم آزمایشگاهی هم تا دکترا میشه خوند

و یه نکته ی مثبت دیگه اینه که میشه لیسانس همین 5 تا رشته رو گرفت ولی تو آزمون ارشد علوم تغذیه شرکت کرد! خب این خیلی خوبه! چون من قصدم از موندن دوتا رشته بود یکی فیزیوتراپی و یکی علوم تغذیه!
دفترچه انتخاب رشته ارشد امسال رو از سایت سنجش دانلود کردم و دیدم که برای ورود به ارشد رشته ی X میشه از چه رشته هایی بهش وارد شد!
مثلا همین هوشبری که فقط میشه تا لیسانس خوند ، درسته نمیشه تو خود رشته هوشبری ادامه تحصیل داد اما میشه از طریقش وارد رشته علوم آزمایشگاهی شد و ارشد علوم آزمایشگاهی گرفت!

و حتی یه نکته ی باحال تر!
ارشد علوم تغذیه رو میشه از رشته های بهداشت محیط ، بهداشت عمومی ، زیست شناسی سلولی ملکولی هم واردش شد!
خب من واقعا حاضرم 4 سال رشته ای بخونم مث بهداشت و زیست شناسی که علاقه خاصی ندارم ولی عوضش بتونم ارشد علوم تغذیه یا حتی علوم آزمایشگاهی رو بگیرم!
احتمال قبولی تو رشته های بهداشت دولتی رو دارم
این رشته های بهداشت و زیست شناسی رو هم انتخاب میکنم به امید اینکه ارشد رو تو رشته های دیگه بگیرم!
البته میدونم که تغیر رشته دادن یه کم سخته ولی حاضرم سختی هایی که امسال باید به جون میخریدم و نخریدم رو اونجا بپذیرم!

+بابام که....
باهام قهر نیست
ولی همه ش میگه چی فکر میکردیم و چی شدی!
راضی نیست ازم!
بهش کاملا حق میدم
نمیخام از خودم تعریف کنم ولی من واقعا دانش آموز با استعداد و باهوشی هستم و تو مدرسه ی نمونه دولتی درس خوندم ، هر چیزی و هر کتابی هم میخاستم برام تهیه میکردن و ازم فقط یه خواسته داشتن : اینکه درس بخونم و انقدر وقتمو با دوستام و اطرافیانم پای تلفن و گوشی و وبلاگ و غیره هدر ندم!
اما گوش ندادم یعنی نه اینکه نخام گوش بدم نه ، چون از درس یه دو سه ماهی فاصله ی شدید گرفتم با اینکه حتی مدرسه میرفتم و امتحان داشتم! اما  دیگه برگشتم به درس خیلی سخت بود! یجورایی خودمم عذاب وجدان داشتم ولی ناامید بودم و فکر میکردم با چهار پنج ماه خوندن دیگه نمیشه چیزی قبول شد و الان میفهمم چقدر اشتباه میکردم و حتی اگر یک ماه آخر فقط زیست میخوندم میتونستم تو کنکور بیشتر از 6 درصد بزنم و رتبه م رو خیلی بهبود بدم!
گذشت دیگه
اشکالی نداره
تو خونه ی ما هر کس یه چیزی دوست داشت قبول بشم
بابام فیزیوتراپی و علوم تغذیه
داداشم علوم آزمایشگاهی
مامانم هم مامایی !

اگر امسال این رشته هارو قبول شدم ان شاء الله ارشدمو تو علوم تغذیه یا علوم آزمایشگاهی میگیرم که خوشحالشون بکنم (:
برا خودمم که واقعا فرقی نداره همه ی این کارا رو دوست دارم واقعا!
فقط خوشحالی اونا برام مهمه!

اگر هم قبول نشم که میشینیم میخونم برای سال بعد! ((((:
تا زمانی که جواب انتخاب رشته بیاد درسمو میخونم قبول شدم که هیچ! قبول نشدم هم حداقل ضرر نکردم!

++اگر کسی هست که اطالاعات بیشتری داره و میدونه که من جایی از حرفام رو دارم اشتباه میکنم بهم بگه و من رو از اشتباه در بیاره چون فردا شب قراره دیگه انتخاب رشته مو تو سایت سنجش ثبتش کنم، ممنون میشم  (:


+++یه چیز جدید فهمیدم
اگر از رشته ی زیست شناسی وارد علوم تغذیه بشم نمیتونم مطب بزنم
برای مطب زدن حتما باید لیسانسم زیرنظر وزارت بهداشت باشه اما رشته ی  زیست شناسی زیر نظر وزارت علومه
خواستم بگم بقیه یه وقت بر اساس حرفای من نرن بعدا شاکی بشن!



شنبه 21 مرداد 1396

پشت کنکوری - 8



از چند نفر پرسش و جو کردم فهمیدم کتاب آی کیو بدون شک کتاب خیلی بهتری از گاج نقره ای زیست جامع هست و تستای خفن و توپی داره
فردا سفارشش میدم بیارن برام ولی شماره تلفن کتاب فروشی ای که با پست میاورد رو گم کردم )):
باید از فاطمه بپرسم اون احتمالا بدونه!
ولی آخه 100 تومن کتاب؟؟!! ))):
چقدر کتاب گرونه )):

تو این یکی دو روزه هم باید برم سازمان انتقال خون یه نوبت خون بدم چون نزدیک دو سال پیش بود که بخاطر خواب آلودگی زیادم رفتم دکتر و برام آزمایش خون نوشت و بعد جواب آزمایش گفت که غلظت خون دارم و باید حتما دو نوبت خون بدم ولی از ترس نرفتم
اخه یه کیسه خون خیلییییهههههه!!!
ولی خب دیگه مجبورم
برم بلکه این خواب مزخرف از سرم بره و کم بشه!
فک کنم تا من سفت و سخت بیفتم رو غلتک درس بشه یک شهریور ):

+دوس دارم از میهن بلاک کوچ کنم بیان بلاگ
آخه لامصب خیلی شیکه D:
ولی نه! بچه کنکوری و چه به این حرفا ؟؟!

++من و داداشم کنکوری هسدیم ((:
اون کنکور تخصص و من کنکور از نوع دبیرستانی!
یکی از اسطوره های تلاش تو زندگیم امیرمونه!

+++تو برنامه گزینه دو امروز رتبه 9 انسانی کشور آورده بودن ازش پرسیدن چی میخای بخونی اسم دو تا رشته ی معمولی رو گفت :/ توقع داشتم بگه وکالت یا حقوق یا علوم سیاسی که آرزوی خیلی از انسانی هاست اونم تو بهترین دانشگاه! یه چیزایی که پس فردا یه کار تپل و یه حقوق تپل گیرش بیاد! ولی اسم دوتا رشته ی خیلی معمولی رو گفت بخاطر علاقه ش!

     


سه شنبه 17 مرداد 1396

پشت کنکوری - 7



حالم عالیه!
امروز هم باید درس شروع کنم دوبارع
ولی چون قول دادم نت نیام تا وقتی کارای درسی هر روزم تموم نشده فعلن در همین حد اکتفا میکنم نوشتن امروزمو
یه روز میام مفصل مینویسم چی گذشت این دو روزه!!! و جواب نظراتونم فعلن شرمنده!

+دوستت دارم خدا (:

++کسی میدونه کتاب گاج نقره ای جامع زیست شناسی کتاب خوبیه یا نه؟
من تا حالا هیچ کتابی از مجموعه کتابای گاج نقره ای نداشتم نمیدونم چجورن
چند تا از دوستام شیمیو دینی و فیزیکشو داشتن میگفتن عالیه کتاباش
میخاستم اینجام بپرسم اگر کسی میدونه بگه کتاب خوبیه که بخرمش یا نه؟
میدونم آی کیو زیست کتاب بهتریه ولی اون کتاب برای درصد های بالای 80 هست و برای دانش آموزان خیلی مستعده
من فعلا  برای شروع میخام یه کتاب معمولی تهیه کنم بنظر خودم که کتاب استانداردی هست
تو خود سایت گاج نوشته بود برای درصد های 40 تا 70 کتاب گاج نقره ای خوبه
برای درصد های 80 - 90 به بالاتر کتاب آی کیو



یکشنبه 15 مرداد 1396

.



28 هزار منطقه دو (:
حرفی ندارم
هنگم
تو شوک
دارم میلرزم
حالم بده
بغضم داره خفه م میکنه
موندنی شدم
خانواده اعصابش خورده
هعی دنیا
خدایا بازم شکرت لابد صلاحم در این بوده



شنبه 14 مرداد 1396

(:



کنکور
رتبه ها
فردا
وای!

استرس ندارم
ولی دارم
یعنی....
نمیدونم
هرچی صلاح باشه ایشالا

+نظرا بعدن می جوابم


جمعه 13 مرداد 1396

پشت کنکوری-6



الان چند روزه که یه سری کامنت انگلیسی برام میاد و به شدت رو مخمه!
تو این چند روزه گذشته نزدیک 200 تا پاک کردم و الانم اومدم دیدم دوباره 244 تا برام کامنت گذاشته
خیلی رو مخمه خب!
اصن اینا چیه؟ میهن بلاگی ها بگن که واسه اونام همچین اتفاقی افتاده یا نه فقط واسه منه؟؟؟
هرچی پاک میکنم تموم نمیشه!
نگا کنین خودتون :




+فردا شنبه ست و رتبه های تک رقمی کنکور فردا شب اعلام میشه و نتایج بقیه هم روز یکشنبه میاد
یه سری اتفاقات افتاده و یه سری تصمیم ها گرفتم که منتظرم نتیجه م بیاد اگر اونی بود که فکرشو میکردم میام اینجا میگم چیه افکارم! ولی اگر اونی نبود که فکر میکردم همه ی افکارمو دور میریزم و میشینم درسمو میخونم دوبارع
دعا کنین برام!
خدا کنه 20 هزار بشم دیگه

++دو شب پیش با سه تا از دوستام رفتیم سینما و فیلم " ساعت پنج عصر " رو دیدیم
نظر شخصی بنده اینه که واقعا فیلمش بی مزه بود
ما چهار تا که اخراش فقط میگفتیم کاش زود تموم بشه
البته سلیقه ها متفاوته ولی این نظر من بود خب!
بعدش رفتیم کافه و یه سری چیز میز شکلاتی خوشمزه و خنک خوردیم جیگرمون حال اومد (:
بعدش هم رفتیم حرم حضرت معصومه و یک و نیم ساعتی اونجا بودیم و دعا کردیم و یه کم حرف زدیم و خوش گذشت در کل!
جای بد قضیه اونجا بود که من و دوستام تو حرم با صدای اذان مغرب یهو به خودمون اومدیم و دیدیم ای داد بیداد چقدر دیر شده!!!!
ما باید حداکثر ساعت هشت شب برمیگشتیم خونه ولی تا برسیم شد نه!
قلبم داشت میومد دهنم گفتم الان خانواده جنازه میکنه منو ولی خب خداروشکر چیزی نگفتن!
البته مامانم که کلا نمیذاشت از اول برم ))):
نمیدونم چرا ولی با اینکه 19 سالم شده هنوزم نمیذارن تنها با دوستام برم بیرون و این موضوع واقعا خیلی ناراحتم میکنه!
بعضی وقتا که دوستام قرار میذارن برن بیرون من مجبورم یه بهونه ای بیارم و نرم چون می دونم اگر به مامانم بگم یا نمیذاره برم یا اگر برم هم با اعصاب خورد میرم و باید زود برگردم!
نمیفهمم چرا!
آخه بخدا من دوستام دخترای خوبی هستن ، خرده شیشه دارن ولی خوبن و از اوناش نیستن!
ولی خب اینم شرایط منه دیگه!



جمعه 6 مرداد 1396

انگیزشی کنکوریها (:



وقتی میجنگم برای آرزوم
هر شکستمو حماسه می کنم

" من تمام وحشت از سقوطو
توی پریدنم خلاصه میکنم! "




+اینم واسه اونایی که امروز آزمون قلمچی داشتن و بد دادنو و روحیه شونو خراب کردن ((((:



جمعه 6 مرداد 1396

حافظه ی سفید بسازیم (:



امروز چخبره انقدر آمار بازدیدم زیاد شده :/
اخه 400 و خورده ای نفر توی یه روز که پستم نذاشتم برام عجیبه انصافا!
بگذریم
اقا من به مامانم هم گفتم
برای اینکه یهویی ناراحت نشن گفتم که تا نتایج میاد من میخام تلاش کنم اگر دیدم دارم خوب پیش میرم ادامه میدم اگر نه که باشه همون پرستاری ازاد که شما دوست دارین میرم
یجورایی قانع هم شدند!
البته این چیزی که میگم مربوط به 31 تیرماه هست!
بعد از اون خب واقعنی یه سری اتفاقات پیش اومد که نمیرسیدم به برنامه م کامل عمل کنم مهم ترینش اینکه مامانم زانوهاش خیلی بد درد میکنه (براش دعا کنین لطفا! ) و کارای خونه رو باید کمک کنم بیش از پیش و دیگر اینکه باید تو تموم کردن پایان نامه ی داداشم بهش کمک کنم و چون سرعت تایپم بالاست یه سری چیزارو کمکش کنم ، بعدم اینکه برای اینکه مامان بابامو خوشحال کنم دارم میرم باشگاه یه کم ورزش کنم برای سلامتیم ، آشپزی هم دارم یاد میگیرم البته بهتره بگم شیرینی پزی! برای داداش شکمو جونم یه سری کیک میک درست میکنم بلکه پاچه خواری کنم به این وسیله تا خانوده م هم یه کم با این پشت کنکوری موندنم راه بیان
دیگه اینکه حیف شد عاشقانه تموم شد
فصل 5 فرار از زندانو هم که ندیده بودم ، دیدم
دیگه چی؟؟!
دیگه هیچی والا
روزگار خوشی را میگذرانم خدایاشکرت واقعا! از ته قلبم!
اینکه میتونم یه بار دیگه درس بخونم برای کنکور و آینده ی بهتری برای خودم بسازم یه فرصته که تو دوباره بهم دادی و قول شرف میدم که پشیمونت نکنم!
میدونم که خیلیا امکان پشت کنکور موندن رو نداشتن همون طور که من هم میترسیدم که بهم اجازه ندن ولی خب به لطف تو دادن!
به بقیه ی دوستای پشت کنکوری خودم هم گفتم ، الانم اینجا میگم که بیایید بجای اینکه بشینیم هی افسوس بخوریم و این و اونو فحش بدیم ، سعی کنیم حافظه مونو کامل پاک کنیم و روزها و خاطرات خوش فقط یادمون باشه و خودمونو ببخشیم ....خودمونو ببخشیم! و ببخشیم!
فقط کافیه یه لحظه خودتونو بذارین تو اون شرایطی که خانواده تون به هیچ وجه اجازه ی پشت کنکور موندن رو بهتون ندن و اونوقت شما حسرت افرادی رو میخورین که این فرصتو دارن تا اشتباهات سال گذشته رو جبران کنن و آینده بهتر بسازن برا خودشون ...
واقعا یه لحظه این موقعیتو تصور کنین! پس الان که فرصتشو داریم بیایید قدرشو بدونیم!
+نمیخاستم کلیشه ای حرف بزنم ولی پشت کنکوری های عزیز چند خط آخرمو با تمام وجود بخونید تا شماهم این احساسات بهتون منتقل بشه تا امیدوار و باانگیزه تر بشید (: بعد شما هم بیایید اون حس خوبو به من منتقل کنین
کنکوری های سال اولی با شمام هستما


شنبه 17 تیر 1396

پشت کنکوری-4



سلام (:

من امروز رفتم شنا!
دو و نیم ساعت داشتم شنا میکردم یه سره!
اخر شب هم میخام با بابام اینا دوچرخه داداشمو بردارم برم  پارک نزدیک خونه مون دوچرخه سوار شم ((((:

و اینکه تا ساعت سه ظهر خواب بودم
آخییییییییی چقد چسبید خوابه!

والا بخدا حرف خاص دیگه ای هم نیست!

+آهان اقا یادم اومد یه چیز مهم نگفتم
اینکه دیشب داداشم واقعا گیر داده بود یالا درصدات رو بگو
داشتم می مردم از استرس!
مونده بودم راستشو بگم یا دروغ!
دروغ میگفتم بالاخره  پس فردا لو میرفتم
راستشو میگفتم جرات نداشتم بگم خو!
به امیر گفتم که من نمیخوام بگم اگر بگم دعوام میکنین بعد گفت که نه بگو کاریت ندارم
دلو زدم به دریا گفتم بعد گفتش که ازت انتظار بیشتری داشتم ولی خب اشکال نداره حالا امیوارم حداقل همینقد زده باشی
البته یه کم زیستو بالا تر گفتم اخه ده درصد خیلی کمه! زیستو گفتم 20 درصد اینا ولی بعدا راستشو بهش میگم :(
ولی سر همین یه دروغ کوشولو دیشب از عذاب وجدان حالم به شدت خراب شد!
تا اینکه فرزانه اس داد بهم که کاش  پیشم بودی بغلم میکردی و آرومم میکردی
بعد به طرز معجزه آسایی من اونو تسکین دادم و اون منو تسکین!
آخرش هم با خوشحالی و شادی از هم خدافظی کردیم :)
بعد به امیر گفتم میخام بمونم ولی دیگه هیچی نگفت :(((



جمعه 16 تیر 1396

پشت کنکوری-3



خب صحیح کردم کنکورمو با کلیدی که تو سایت کانون بود
تقریبا میتونم بگم هرچی زدم درست زدم
حدود ده تا غلط دارم
درصدام احتمالن ایناست :
ادبیات 48
عربی 36
دینی  20
 زبان 45
ریاضی 20
شیمی 20
زیست 10
فیزیک 20

خب اگر زیست و دینیم خیلی کمه بخاطر اینه که این دوتا درس دیگه واقعا حفظیه و خب طبیعیه این درصدا چون من دینی دومو هیچی نخونده بودم ، دینی سومو تابستونی که گذشت خونده بودم و بعد اون نه ، دینی چهارمم چند تا درسشو اصلا تاحالا نخوندم!!!
زیستم که آخرین باری که پایه هارو خوندم آبان ماه اینا بود ، زیست پیشم که دیگه نگو! اگه زیست پیشو خونده بودم که امتحان نهایی مو نمیشدم 13

درکل من از خودم راضیم چون واقعا بنظرم با توجه به وضعم عالیه همین همین درصدای خیلی کم!

+داداشم گیر داده بیا درصداتو بگو!
ای خدااااااااا
خودت به دادم برس!
نمیخام بهشون دروغ بگم و الکی درصدای بالا رو بگم از طرفی هم جرات ندارم راستشو بگم! کلی دعوام میکنن بعدش!
خدا خودت یه راهی جلو
پام بذار


جمعه 16 تیر 1396

پشت کنکوری-2



کنکور راحتی بود
حیف!
کاش میخوندم!
البته بنظرم ما ها زیادی کنکورو گنده کردیم
امروز که رفتم تو دل قضیه دیدم نه شاخ داره نه دم داره نه هیچ چیز دیگه!
سوالا واقعا از همون کتاب درسی اومده بود و هیچ خبری از اون همه نکته های تستی چرت نبود
البته منظورم این نیست من خوب دادم ، نه اتفاقا خوب ندادم ولی فهمیدم که واقعا کنکور از همون کتاب درسی میاد! همین و بس!
آمادگی کامل جهت درس خوندن واسه سال بعد با امید و انگیزه
ولی یه چیزی اذیتم میکنه اینکه هنوز بابا مامانم نمیدونن من گند زدم و روم نمیشه بهشون بگم
الکی واسه خودشون خوشحالی میکنن بیچاره ها که دیگه راحت شدی و تموم شد
اره تموم شد ولی شروعش میکنم قوی تر!

یکی دو هفته استراحت میکنم
تو این مدت سعی میکنم یجوری آماده شون کنم واسه سال بعد
سعی میکنم تا جای ممکن نذارم خانواده م بفهمن رتبه مو چون خودم میدونم که در حد 20 هزار اینا میشم و این یعنی افتضااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااح تو خونه ی ما!

+ یه  پسرعمه م داریم ما که سال 94 کنکور ریاضی همون سال اول رتبه ش شد 300 و خورده
میترسم با اون روبرو بشم مسخره م کنه
میترسم بهم بخنده از اینکه
پشت کنکوری شدم

بی خیال محی
فراموشش کن
هیچکس مسخره ت نمیکنه!
اصن بکنه چه اهمیتی داره وقتی خودت میدونی سال بعد قطعا رتبه خوب میاری (:
آره عزیزم
حالا برو عاشقانه هارو ببین
 




پنجشنبه 15 تیر 1396

پشت کنکوری - 1



خخخخخخ
وای خدا
چقدر حال من خوبه!
خدا جونم میدونم این یه هدیه ست از طرف تو!
آهنگ شاد گذاشتم دارم میگوشم
سراسر از انرژی هستم!
میدونم راه خیلی خیلی سختی رو در پیش دارم ولی من میتونم از  پسش بر بیام!
یه جایی خوندم که کسی که به موفقیت شک داشته باشه موفق نمیشه!

+اقا اوضاع خونه یه کم یجوریه!
مامان بابای من هنوز خبر ندارن من موندنی هستم
البته به داداشم گفتم و یه کم آروم شدم
آهااااااااااای پشت کنکوریها کمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــک!!!!
اونایی که مادر پدرشون به شدت حساس بودن رو درسشون ، بیایید بگید تروخدا چجوری به مامان باباتون گفتین ؟؟؟؟
کمکم کنید!!!

مامان من امروز گفت پاشو کتاباتو جمع کن بذار تو کارتن دیگه
منم واسه اینکه نمیخام یدفعه ای بهشون استرس وارد کنم رفتم کتابامو مرتب جمع و جور کردم
ولی دو هفته دیگه پهنش میکنم مجددا
تو این دو هفته هم آروم آروم تو شوخی بهشون میگم موندنی ام البته بنده خدا ها امسال به کل از من ناامید شده بودن و خودشون شوخی شوخی میگفتن تو دیگه هیچی نمیشی ولی خب پدر مادرن دیگه! هرچی باشه دلشون نمیخاد بچه شون پشت کنکوری بشه



پنجشنبه 15 تیر 1396

کنکور 96



چ استرس شدیدی افتاده به جونم
با اینکه خودم میدونم که هر رتبه ای بیارم قطعا می مونم سال بعد چون کاملا منطقیه که انقدی هم دیگه خوب نمیشم که چیزی که دوست دارمو بیارم! اصلا از عدالت خدا به دوره!
الان چن نفر میان میگن ناامید نباش
ناامید نیستم دارم منطقی فکر میکنم!
من سال  پیش دانشگاهیم واقعا درس نخوندم که اگر میخوندم معدلم دو و نیم نمره افت نداشت!
تا امسال معدل زیر  نوزده و شصت نداشتم اما امسال معدل
پایانیم شد 17!
نمره ی زیست 13 و نمره ی فیزیک 16 و نمره ادبیات 14 و نمره دینی 19
اینا نمره های نهاییمه اینجوری شدماااا
آزمون هم که کم کم انقد نخوندم و نخوندم و ترازم اومد
پایین تا جاییکه از ترس دعوای مامان بابام تقلب میکردم!
به جهنم
مهم نیست


اتفاقا بذار الان استرس داشته باشم یاد میگیرم سال بعد چجوری کنترلش کنم!
میگن تجربه ی روز کنکور یه چیز دیگه ست!
امیدوارم تجربه های خوبی بدست بیارم
خداجونم! کمکم کن که بتونم مامان بابامو قانع کنم که بمونم!
از همه تون میخام به جای اینکه دعا کنین کنکور امسالمو خوب بدم ، دعا کنین یجوری سرم بخوره به سنگ که بچسبم به درسم واسه سال بعد!

+حالم خوبه
همیشه یه شروع دوباره با هدف و انگیزه و برنامه حال آدمو خوب میکنه!
یک مرداد استارت من هست برای درس خوندن!
من همیشه عاشق درس خوندن بودم و هستم و اصلا از این شاخ بازیا در نمیارم که خر خون نیستم! خر خون بودم یه مدته نیستم دوباره ایشالا میشم! چون هدف های بزرگی دارم! اتفاقا خرخون بودن یه هنره که هرکسی نداره! و من بهش افتخار میکنم! یادش بخیر یه مدت سال دوم دبیرستان که بچه ها هنوز نمیدونستن من خرخونم بعد که فهمیدن بهم میگفتن خرخون مستتر! خخخ
خدا کمکم کن!




( تعداد کل صفحات: 2 )

[ 1 ] [ 2 ]